X
تبلیغات
تکثیر و پرورش آبزیان

تکثیر و پرورش آبزیان

دیکشنری انگلیسی به انگلیسی شیلات

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 15:26  توسط رضا بادیه پیما  | 

کشند قرمز

چکیده :

کشندسرخ حالتی از شکوفایی جلبکی است که گونه هایی از داینو فلاژله  ها تولید مواد سمی کرده و می‌توانند باعث تلفات شدیدی در بین موجودات دیگر شوند . طی این پدیده آب به قرمز ، نارنجی ، بنفش ، زرد و قهوه ای تغییر رنگ می دهد . اغلب شکوفایی ها مضر نیستند و فقط تعداد کمی از این گونه های پلانکتونی سوم قوی را می سازند که ممکن است وارد شبکه غذایی شده و باعث مرگ و میر موجودات در اشکال بالایی حیات شوند .

موجودات فیلتر فیدر از آسیب پذیرندگان اصلی کشند سرخ هستند . کشند سرخ در سراسر جهان در حال افزایش است که این افزایش می تواند در نتیجه فعالیت های انسانی باشد . سازمان حفاظت از محیط زیست و تحقیقات شیلات نقش مهمی را در مبارزه با این پدیده و افزایش آگاهی جامعه به عهده دارد .

 1- کشند سرخ چیست ؟

طی پدیده شکوفایی جلبکی ، تعداد جلبک ها سریعاً افزایش یافته و این افزایش تعداد جلبک ها باعث تغییر رنگ آب می شود . کشند سرخ بر اثر شکوفایی داینو فلاژله  ها ایجاد می شود . بیش از 60 گونه از پلانکتون‌ها می توانند کشند سرخ ایجاد کنند . اما فقط 4 یا 5 تا از آنها سمی شناخته شده اند . این پدیده با تغییر رنگ آب به رنگ های قرمز ، نارنجی ، بنفش ، زرد و قهوه ای همراه است که این تغییر رنگ ها به دلیل وجود تنوع رنگدانه ها ، اندازه و تراکم فیتوپلانکتون ها ، ساعات آفتابی روز و زاویه خورشید گوناگون است . اغلب گونه های پلانکتونی مضر نیستند و به عنوان تولید کنندگان انرژی ، ابتدا و پایه شبکه غذایی هستند و انرژی را ذخیره می کنند و بدون آنها مراحل بالاتر زندگی در زمین وجود نخواهد داشت .

کشند سرخ ارتباطی با جزر و مد ندارد . احتمال دارد که تراکم گونه های مضر هیچ وقت به مقداری که برای تغییر رنگ آب لازم است نرسد . متأسفانه تعداد اندکی از گونه های فیتوپلانکتونی سمومی قوی را می سازند که ممکن است وارد شبکه غذایی شده و باعث مرگ شکلهای بالاتر زندگی در شبکه حیات مثل زئوپلانکتون ها ، ماهی ها ، پرندگان ، پستانداران دریایی و حتی انسان شوند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از آنها تغذیه کرده اند . کشند سرخ می تواند باعث ایجاد اختلالات گوارشی ، عصبی و حتی اختلال در کار مغز شود . حتی حرارت دادن هم نمی تواند سموم حاصل از این داینو فلاژله  ها را از بین ببرد . کشند سرخ چیز تازه و جدیدی نیست و حتی در نوشته های قدیمی نیز اشاراتی به آن شده است . اولین بلا از 10 مصیبت مصر که باز نمودش در « Exoduce » دیده شده احتمالاً از اولین مثال های ثبت شده از کشند سرخ بوده است ( همه آب رودخانه شروع به شکوفایی کرده بود و ماهیان در رودخانه مرده بودند و آب بوی گند گرفته بود ) . معلوم نیست که کشند سرخ کی و کجا روی می دهد و چه مدت هم دوام خواهد داشت . کشند سرخ در سراسر جهان رخ می دهد و باعث بروز صدمات جدی در صنعت صید و صیادی شده است . سازمان حفاظت از محیط زیست و تحقیقات شیلات نقش مهمی را در مبارزه با این پدیده و افزایش آگاهی جامعه به عهده دارد . در سالهای اخیر افزایش هزینه زیادی جهت افزایش آگاهی های جهانی در رابطه با این مسئله و چگونگی پیش گیری و مواجهه با آن شده است .

دانشمندان سخت در حال کارند تا بتوانند شکل گیری شکوفایی جلبکی و راههای ممکن کم کردن و از بین بردن صدمات نامطلوب کشند سرخ را پیش بینی و محقق کنند .

2 -  چگونگی شکل گیری کشند سرخ :

کیست داینو فلاژله  ها در کف اقیانوس در حالت کمون قرار می گیرد و در رسوبات دفن می شود . اگر نیروهای طبیعی و فیزیکی این شرایط را به هم نزنند ، آنها می توانند چندین سال در این مکان باقی بمانند . اگر شرایط مناسب باشد و اکسیژن هم موجود باشد ممکن است که رویش تخم ها صورت گیرد . کیست  می‌تواند طی زمان های مشخصی از سال در درجه حرارت های بالاتر رویش و زایش داشته باشد و افزایش نور، رویش آنها را تحریک کرده ،کیست تفریخ شده و سلول نمایان شده شنا می کند . اگر شرایط مناسب باقی بماند ، سلول ها تقسیم را ادامه داده و به صورت تصاعدی تکثیر می شوند . 2 ، 4 ، 8 ، ...  یک تک سلولی می تواند در طول دو هفته تبدیل به چند هزار سلول شود . طی فرایند Upwelling آب سرد و غنی از مواد غذایی از نواحی عمیق به سطح می آید . به همراه این آب کیست داینو فلاژله  ها که در کف دریا در حال کمون بوده است و به سمت بالا متمایل می شود . تراکم زیاد مواد غذایی در آب بالا آمده به همراه شرایط دمایی مناسب ، نمک و نور مناسب باعث افزایش رویش و زایش کیست ها می شود این افزایش سریع در تعداد داینو فلاژله  ها که گاهی به میلیون ها سلول در هر لیتر آب می رسد شکوفایی پلانکتونی نام دارد .

  شکل 1 : چرخه زندگی یک سلول در پدیده کشند سرخ

تمرکز شکوفایی به وسیله باد و جریان آب، همچنین توانایی شنا کردن داینو فلاژله  ها به طرف سطح آب ، روی هم منجر به شکل گیری کشند سرخ می شود . بنابراین کشند سرخ نتیجه افزایش و انفجار ناگهانی جمعیت پلانکتون ها که نتیجه رشد و تقسیم آنهاست نمی باشد ، بلکه نتیجه تمرکز یافتن فیتوپلانکتون هایی است که جمعیت آنها به طور طبیعی در یک حوضه زیاد شده است که این باعث تغییر رنگ آب می شود . اگر مواد غذایی کم شود یا شکوفایی داینو فلاژله  ها توسط باد یا جریان آب پخش شود ، داینو فلاژله  ها دوباره به شکل تخمهای در حال کمون به کف دریا سقوط می کنند . داینو فلاژله  ها تک سلولی اند و دارای دو زائده شلاق مانند به نام فلاژله هستند و می توانند فواصل کوتاه را شنا کنند . این توانایی شناکردن به آنها به عنوان یک ارگانیزم ایجاد کننده کشند سرخ کمک می کند . این کیست ها به آسانی کشند های سرخ سمی را به مناطق جدید پخش می کنند و هم چنین توسط جریان ها و لای روبی مواد رسوب کرده جابجا می شوند . هر از مدتی ، جلبک ها خیلی سریع رشد می کنند، متمرکز شده و تراکم آنها زیاد می شود و به صورت کپه ای در سطح آب دیده می شوند . بعضی کشند ها صدها مایل مربع از آب را در بر می گیرند . تخم ها سرچشمه ای برای شکوفایی های آینده هستند .

3 پیامدها و اثرات کشند سرخ :

کشندهای سرخ اغلب به عنوان کمک های مفیدی برای تولیدات پلانکتونی نمود می کنند اما بعضی از آنها که دوره ای هستند ، نتایج مضری را در پی دارند .

3 – 1 : صدمات فیزیکی :

تراکم زیاد ارگانیزم های ایجاد کننده کشند سرخ می تواند ماهی ها را به وسیله ی مسدود کردن یا خراش دادن آبشش هایشان خفه کند ، چون آنها نمی توانند اکسیژن کافی را از آب استخراج کنند . طی سال 1962 ، مرگ بیش از 10 تن از ماهیان در خلیجک فالس ( False  ) به مسدود شدن آبشش ماهی ها ، توسط داینو فلاژله  Gonyaulax  polygramma  نسبت داده شد . اشکال دیگر صدمات فیزیکی که اخیراً کشف شده است در نتیجه تغذیه ماهی از گونه های مشخص داینو فلاژله  هاست که باعث مرگ ماهی ها در حدود کمتر از یک ساعت می شود . چنین پدیده هایی امروزه دلیل مرگ و میر تعداد زیادی از ماهی هاست که در گذشته غیر قابل توجیه بوده است .

 شکل شماره 2- Gonyaulax  polygramma

3 – 2 : تخلیه اکسیژن آب :

کشند سرخ با تخلیه اکسیژن محلول در آب باعث مرگ و میر غیر مستقیم آبزیان می شود . مرگ و میر گروهی از ارگانیزم های ایجاد کننده ی کشند سرخ ، باعث افزایش باکتری های تجزیه کننده مواد، در دریا می شود . فعالیت این جمعیت عظیم از باکتری ها به سرعت غلظت اکسیژن آب را کاهش می دهد که منجر به مرگ دیگر جانوران دریایی می شود . میزان کم اکسیژن که در نتیجه ی این چنین شکوفایی است می تواند دلیلی برای خزیدن صدف های لابستر ( Labster  ) باشد . چنین واقعه ای در سال 1978 در خلیجک جزیره سنت هلن ( Stohelena  )نیز دیده شده است که در نتیجه شکوفایی مژه دار فتوسنتز کننده Mesodinum  rubrum  بوده است .

شکل شماره 3- Mesodinum  rubrum

 در مارس 1996 آفریقای جنوبی بدترین رکورد مرگ و میر دریایی را در سواحل غربی جزیره سنت هلن تجربه کرد که این مرگ و میر در نتیجه ی خفگی و کاهش اکسیژن آب بوده است . در طول سواحل سنگی خلیج های کوچک اغلب صدف ها ( Mussel  ) نرم تن خاره چسب ( Limpets ) توتیای دریایی ( Seaurchin  ) و دیگر موجودات قسمت بین جزر و مدی مرده بودند به استثنای Siphonaria  capenis  ، چرا که این موجود این توانایی را دارد که سوخت و سازش را در غیاب اکسیژن ، به سوخت و سازبی هوازی تغییر دهد .

3 – 3 – مسمومیت مستقیم :

بعضی از سمومی که توسط داینو فلاژله  های مشخص تولید می شود سموم قوی هستند که برای انسان مضر شناخته شده اند . اغلب سموم شاخص فلاژله ها سموم عصبی هستند که کارکرد دستگاه عصبی را مختل می کنند . اغلب سموم شاخص از این قبیل باعث مرگ و میر دریایی بی شماری در سواحل آفریقای جنوبی شده است. جمعیت صدف های بالغ در نواحی خلیجک الاندسElands)  ) توسط داینو فلاژله  Gonyaulax  catenella  دچار آسیب شدند . چندی بعد در سال 1989 سی تن از ذخایر دریایی آبالون در HF  Wervared  شسته شده بودند . در شکوفایی داینو فلاژله Gymnodinium  nagasakiense  یک ماهی میری وسیع در سواحل ژاپن دیده شده است .

 شکل شماره 4- Gonyaulax  catenella    شکل شماره 5- Gymnodinium  nagasakiense

 3 – 4 : مسمومیت غیر مستقیم

جانورانی مثل ماسلز ، نرم تن گردن کوتاه ( Clam  ) و اویستر ( Oyster  ) از آسیب پذیرفتگان جدی کشند سرخ هستند. چون آنها با فیلتراسیون ذرات از آب که فیتوپلانکتون ها را در بر می گیرد تغذیه می کنند .اویسترهای بزرگ می توانند در یک ساعت 7 گالن آب حاوی پلانکتون ها را فیلتر کنند این بدین معنی است که در طی یک شکوفایی کشند سرخ طی فقط 20 ساعت میلیاردها ارگانیزم ایجاد کننده کشند سرخ می تواند در یک صدف جمع شود .بعضی از موجودات فیلتر فیدر مثل ماهیان باله دار ، لابستر ، خرچنگ و میگو حتی اگر در آبهایی که کشند سرخ آن را در بر گرفته قرار گیرند برای تغذیه ایمن و سالم هستند . چندین هفته سیفون کردن با آب تمیز ، صدف داران (Shellfish  )را از سم کشند سرخ پاک می کند و آنها را برای خوردن سالم می کند. سموم پلانکتونی در دستگاه گوارش فیلتر فیدر آنها انباشته می شوند و منجر به بیماری و مرگ مصرف کننده ها مثل پرندگان ، پستانداران دریایی و انسان ها می شود . به مردم باید این هشدار داده شود که پختن ، سمیت صدف داران مسموم شده را فقط مقداری کم می کند ، به عبارت دیگر این سموم در مقابل گرما مقاوم هستند به هر حال مسمومیت به صدف داران فیلتر فیدر محدود می شود و دیگر غذاهای دریایی ممکن است که برای مصرف سالم باشد . چهار نوع متفاوت از مسمومیت غیر مستقیم برای انسان ها مضر شناخته شده است :

الف ) PSP  یا فلج ناشی از مسمومیت صدفداران :

مرگ صدها نفر از انسان ها در طی 300 سال گذشته در سراسر جهان ثبت شده بود . در طول سواحل آفریقای جنوبی داینوفلاژله Gonyaulux   catenella مسئول ایجاد PSP در سواحل و مرگ انسان ها شناخته شده است . PSP در سال 1970 کشف شده بود و این مسمومیت صدفداران از چندین جهت مهم است . تعدادی از سموم مسئول ایجاد PSP هستند . بیشتر انواع رایج آنها ساکسیتوکسین است که کارکرد طبیعی دستگاه عصبی را به هم می ریزد . این سم به شدت قوی است و ممکن است که در نتیجه مصرف یک صدف غلظت آن زیاد شود و به شدت سمی شوند . اولین نشانه های آنها ، احساس سوزش و تحریک ، تیرکشیدن و سوزش لب ، زبان و نوک انگشتان در حدود 30 دقیقه بعد از خوردن صدف سمی است و بعد از آن بی حسی بازوها ، پاها و گردن اتفاق می افتد . نشانه های دیگر که بعداً دیده می شود گیجی ، بی حسی عمومی ماهیچه ها ، سردرد ، استفراغ و صدمات تنفسی است . مرگ در نتیجه ناتوانی تنفسی است که حدود 24 – 2 ساعت بعد ظاهر می شود . ممکن است که سموم برای مدتی پس از ظهور کشند سرخ در ماهیچه باقی بماند . اگر کشند سرخ به طور کامل ناپدید شود ، ممکن است که فقط چند هفته طول بکشد تا سموم از ماهیچه ها خارج شود . به هر حال اگر ارگانیسم های ایجادکننده کشند سرخ ، در مقدار و غلظت کم در آب باشد ممکن است که ماسلزها تا چند ماه سمی باشند .

ب ) DSP یا اسهال و استفراغ ناشی از مسمومیت صدرفداران :

به تازگی برای اولین بار در سواحل آفریقای جنوبی به ثبت رسیده است . ارگانیزم مسبب آن داینو فلاژله  Dinophy sis  acuminate شناخته شده بود که سمی که تولید می کند آکادیک اسید است .

نشانه های آن که معمولاً حدود 4 ساعت بعد ظاهر می شود اما ممکن است که 3 روز هم به طول انجامد اسهال ، استفراغ ، درد معده و لرز است . این احتمال وجود دارد که DSP در تعداد زیادی از موارد گزارش نشده باشد چرا که دارای نشانه های نسبتاً ملایمتری است . به علاوه این که این نشانه ها ممکن است با نشانه های بیماری های معده ای روده ای شبیه که در نتیجه مصرف صدفداران آبهای آلوده است اشتباه گرفته شود .

 شکل شماره 6- Dinophysis  acuminate

 NSP با سموم عصبی ناشی از مسمومیت صدفداران :

در طول سواحل آفریقای جنوبی معمولاً NSP را داینو فلاژله  Gymnodinium  nagasakiense ایجاد می کند ، ظهور آن اغلب در خلیجک فالس گزارش شده است . در آنجا آنها مسئول تغییر رنگ آب دریا به سبز زیتونی در طول پاییز هستند . نشانه های NSP احساسات غیرطبیعی است که گیجی ، احساس مور مور و سوزش ، مردمک باز و سرد و گرم شده است . این نشانه ها معمولاً طی سه روز ناپدید می شود و تا به حال مرگ هیچ کس به ثبت نرسیده است . این نوع کشند سرخ همچنین می تواند باعث سوزش چشم انسان ، بینی و دهان که به واسطه برخورد آب دریا به صورت اسپری به آنها باشد ، شود . با توجه به مرگ و میر گروهی جانوران دریایی توسط این کشند سرخ ، جامعه باید در تهیه غذاهای دریایی احتیاط لازم را به کار برد .

د ) ASP یا فراموشی ناشی از مسمومیت صدفداران :

ASP برای اولین بار در سال 1987 در سواحل کانادا ثبت شده بود . هنگامی که سه مرگ و بیش از 100 مورد تایید شده از حالت مستی و گیجی حاد در نتیجه مصرف ماسلز پرورشی دیده شد .  Nitzschia  pungens که یکی از گونه های فیتوپلانکتون های وابسته به دیاتومه هاست ( که ارگانیزم مسبب شناخته شده است ) سم عصبی اسید دومونیک را تولید می کند . نشانه های ASP ، گرفتگی عضلات شکمی ، استفراغ ، اختلال در پاسخ های عصبی مناسب و کم شدن حافظه است . اگر چه ASP در سواحل آفریقای جنوبی ثبت نشده است ، اما احتمال و تصوروقوع آن در این آبها وجود دارد .

 شکل شماره 7- Nitzschia  pungens

 3 – 5 : سموم معلق در هوا :

در تابستان سالهای 1996 – 1995 آفریقای جنوبی یک مشکل شدید مسموم معلق را در خلیجک فالس تجربه کرده بود که بعداً در سواحل پخش شده بود . مردمی که در سواحل حضور داشتند یا در کنار ساحل ساکن بودند دچار ناراحتی های سرفه ، سوزش در ورودی بینی ، اشکالات تنفسی ، چشمان برجسته و سوزش و زخم در پوست شده بودند . اگر چه ناراحتی های تجربه شده قابل توجه بودند ، اما نشانه های آن معمولاً در نواحی مختلف از بین می رفتند و تأثیرات بلند مدت مورد توجه نبود . سموم معلق وابسته به وقوع و تکرار شکوفایی یک داینو فلاژله  سمی جنس Gymnodinium   بود که اولین ثبت این واقعه در خلیجک فالس در سال 1988 بوده است . این گونه به عنوان یک گونه جدید در نیمکره ی جنوبی ظهور کرده بود . با این که این گونه چندین مرتبه شکوفایی داشته است ، هرگز قبلاً اثرات سمی آن برای انسان ها در طول سال های 1996 – 1995 بدیهی نبوده است . مرگ و میر جانوری نسبت به مرگ و میر لاروی تجزیه شده به وسیله ی آبالون مستقر در خشکی در نواحی خلیجک واکلر کم بوده است . حضور سموم معلق باعث ایجاد ناراحتی های تنفسی زیادی برای انسان ها در سواحل غربی فلوریدا در آمریکا و در سال 1993 در نیوزیلند شده است .

4 نمونه هایی از کشند سرخ در جهان :

کشند سرخ در سراسر جهان رخ می دهد . مثل تأثیر شدید بر صیادی ژاپن ، اسکاندنیاوی ، ایالت متحده آفریقای جنوبی و ...

الف ) آفریقای جنوبی :

در مارس 1996 آفریقای جنوبی بدترین رکورد مرگ و میر دریایی را در سواحل غربی جزیره سنت هلن تجربه کرد . این رویداد به وسیله ی به دام افتادن و پوسیدگی متعاقب یک کشندسرخ که غالبیت آن با گونه های غیر سمی Dynophysis  acaminato , Prorocentrum  micans  و سمی Dinophysis  acuminato , Alexandrium  Cutanella  با تراکم کمتر ایجاد شده است . زندگی دریایی در نتیجه ی خفگی یا مسمومیت ناشی از سولفید هیدروژن از بین رفت . شرایط کمبود اکسیژن این اجازه را به باکتری های بی هوازی احیا کننده سولفات می دهد تا سولفات موجود در ستون آب را به گاز سولفید هیدروژن احیاکننده که این باعث خوردگی اشیاء فلزی و مشکلات تنفسی در میان بعضی از ساکنین این نواحی می شود . این واکنش های شیمیایی هم چنین باعث شد که دریا شروع به سیاه شدن کند که این رویداد توسط رسانه ها به عنوان کشند سیاه ملقب شد . تقریباً 60 تن خرچنگ دراز آب شیرین و 1500 تن از ماهی ها که 50 گونه را در بر می گرفت به طرف ساحل شسته شده بودند . شاه ماهی Liza  richadsnic  قسمت اصلی ماهی میری ( 1250 تن ) را در بر می گرفت و بقیه شامل ماهیانی است که توسط کوسه ها از بین رفته بودند ، هم چنین ماهیان ساکن اعماق در طول سواحل سنگی خلیج های کوچک اغلب صدف ها ، ماسلز ، نرم تن خاره چسب ، توتیای دریایی و دیگر موجودات قسمت بین جزر و مدی مرده بودند به استثناء Siphonaria  Capenis  ، چرا که این موجود این توانایی را دارد که سوخت و سازش را در غیاب اکسیژن به سوخت و ساز بی هوازی تغییر دهد .

ب ) کشند سرخ فلوریدا :

پس از پایان صبحی در سال 1947 مردم فلوریدا متوجه شدند که هزاران ماهی در طول سواحل مرده اند که مرگ آنها نتیجه ی گزیده شدن و خفگی ناشی از گازهای موجود در هواست . بعضی ها گازهای اعصاب و بعضی دیگر گازهای شیمیایی را عامل این مرگ و میر دانستند اما دانشمندان به زودی متوجه شدند که عامل مرگ و میر کشند سرخ است . اگر چه این فاجعه اولین بار بود که در سواحل خلیج فلوریدا سند علمی داشت اما گزارش های مشابهی هم از این حوادث در سال های قبل در اواسط سال 1800 میلادی نیز گزارش شده بود . به تازگی مرگ صدها وال ، دلفین و گاو دریایی علف خوار در آبهای آمریکای شمالی را نیز شامل شده است . کشند سرخ فلوریدا به وسیله ی شکوفایی داینو فلاژله  Karenia  brevis  ایجاد می شود . نام قدیمی این داینو فلاژله  Gymnodinium  brere  است . نام جدید این داینو فلاژله  برای بزرگداشت دکتر Karen  stedinger  انتخاب شده است که یکی از دانشمندان برجسته از انستیتو پژوهش های دریایی فلوریدا در سن پترزبورگ و فلوریدا است . این داینو فلاژله  ها سموم عصبی قوی می سازند این سموم باعث ماهی میری های وسیع ، آلوده شدن و مسمومیت صدف ها و مشکلات شدید تنفسی انسان ها در طول سواحل می شد . شکوفایی کشند سرخ 40 تا 80 مایل دورتر از سواحل خلیج مکزیک شروع شد و توسط جریان های متداول اقیانوسی به سمت جنوب شرق به سمت نواحی خلیجک تامپا حرکت کرد . در طی روند شکوفایی ، تراکم ارگانیزم های ایجاد کننده کشند سرخ به چندین میلیون سلول در هر لیتر از آب دریا افزایش می یابد و نواحی تأثیرپذیرفته به چندین مایل مربع توسعه می یابد . در نتیجه آبهایی که حجم زیادی از این سموم را در بر دارد به طرف سواحل جنوب غربی فلوریدا به حرکت درمی آید و باعث بر جا گذاشتن ماهیان مرده و در حال مرگ می شود . مدارک جدید از پژوهش های اخیر این نظریه را رائه داده است که تجمع چنین سمومی در ماهیان که به وسیله ی دلفین ها خورده شده اند می تواند یک عامل مهم در مرگ بیش از 700 پستاندار دریایی در سال 1987 باشد . هم چنین مطالعات نشان داده که حضور این سموم در هوا صدماتی را به دستگاه تنفسی انسان وارد می کند . شکوفایی K . brevis  در چندین مایل دورتر از سواحل خلیج فلوریدا آغاز شد و از طریق بادها و جریان های اقیانوسی کنونی به سمت ساحل حرکت کرد دانشمندان معتقدند که جلبک K . brevis  در بعضی نقاط وارد یک حالت غیر فعال در چرخه ی زندگی شان می شود . این شکل از تخم ها که مایل ها دورتر از سواحل غربی فلوریدا در کف اقیانوس قرار گرفته اند تخم در حالت کمون نامیده می شود . آنها تصور می کنند که جریان آب گرم توی گلف استریم می تواند آلگها را به سواحل شرقی و سواحل گارولیناس حمل کند . مدارک تاریخی نشان داده که کشند سرخ صدها سال و یا بیشتر است که در طول سواحل خلیج فلوریدا رخ می دهد . سلول های ایجاد کننده کشند سرخ به طور طبیعی در خلیج پخش شده و افزایش تعدادشان نتیجه ی فاکتورهای فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی است که باعث شکل گیری شکوفایی که غالباً دوره ای است در محیط های کم عمق و غیر طبیعی صخره های فلوریدای غربی است . K . brevis  معمولاً در آب های گرم و شور یافت می شود ، اما در آبهای سردتر هم می تواند وجود داشته باشد . این یک پدیده طبیعیاست که رابطه ی آشکاری با آلودگی های ساخته بشر ندارد . در تراکم های زیاد K . brevis  می تواند سطح آب را به رنگ قهوه ای مایل به قرمز درآورد .در جاهای دیگر می تواند زرد مایل به سبز دیده شود یا می تواند نامشهود باشد .

ج ) کشند سرخ در New  England  :

عامل ایجاد کننده Alexandrium  tamarens  است . New  England  اولین تجربه ناگوار با سم کشند سرخ را در سپتامبر 1972 تجربه کرده هنگامی که شکوفایی جمعیت پلانکتون های سمی از Main تا دماغه cod پدیدار شد . در حدود 30 مورد از PSP گزارش شده بود که کشنده نبودند .

هیچ موردی از مرگ توسط PSP در England گزارش شده است ولی این ناهنجاری در جاهای دیگر ایالات متحده و قسمت های دیگر جهان تلفات داده است . هیچ انسانی در شکوفایی سال 2005 بیمار نشده است . در شکوفایی سال 1972 یکی از مقامات مصرف صدفداران را در آن نواحی ممنوع کرد و نتیجه این اعلام ، وحشت جامعه بود . همچنین آنها خوردن همه صدفداران را ممنوع نکرده بودند ، اما مردم از مصرف غذاهای دریایی سالم و مطمئن نیز خودداری می کردند . در بهار سال 2005 بدترین شکوفایی جلبکی سمی Alexandrium  fundense رخ داد که بزرگ ترین شکوفایی از سال 1972 بوده است .

آب و هوای بهار سال 2005 از نظر مقدار باران و ذوب یخ ، البته به غیر از قسمت های شرقی تر در ماه می دو برابر بود . این شرایط همراه با بادهای ثابت شمالی و شرقی ، احتمالاً سلول های زیادی از Alexandrium جنوب را به سوی خلیجک Massachusetts و خلیج دماغه cod کشانده بود . یک شکوفایی عظیم نیز دور از غرب Main در پاییز سال 2004 رخ داده بود که احتمالاً منابع بزرگی از سلول ها را در شروع فصل فراهم کرده بود . کشند سرخ می تواند هر بار در طول فصل قایقرانی ظهور کند به شرطی که وضعیت آب و هوا مساعد باشد . آفتاب خشک همراه با طوفان ناگهانی می تواند باعث زیاد شدن Alexandrium شود و شرایط فیزیکی مثل باد ، جزر و مد و جریان ها می توانند باعث افزایش تراکم این موجودات در یک مکان شود . هنگامی که میلیاردها ارگانیزم حضور داشته باشند ممکن است که آنها رنگ آب را کمی تغییر دهند کشند سرخ می تواند در جریان هایی که در طول سواحل وجود دارد به صورت کبه ای دیده شود . چند روز و یا چند هفته بعد رنگ قرمز آب ناپدید می شود . به هر حال باید به تغییر رنگ آب توجه شود چون لزوماً نمی تواند شکوفایی جلبکی سمی باشد . این خصوصاً در خلیجی از Main و مناطق دور از کانادا صدق می کند .

بعضی از ارگانیزم های ایجاد کننده کشند سرخ از طریق زیستی از خود نور سبز مایل به آبی ساطع می کنند که در شب امواج رنگی را ایجاد می کنند .

5 -  کشند سرخ و نقش مؤسسه تحقیقات دریایی شیلات :

در سالهای اخیر رشد زیادی در آگاهی های جهانی در رابطه با کشند سرخ صورت گرفته است و هزینه و بودجه زیادی برای گسترش صنعت پرورش صدفداران و افزایش سلامتی انسان ها در نظر گرفته شده است .

به علاوه دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که کشند سرخ در سراسر کره زمین مرتباً در حال افزایش است که این افزایش می تواند در نتیجه فعالیت های انسان باشد . مواد غذایی غنی به واسطه شکلهای مختلف آلودگی و تغییرات مشخص که به فضای سبز وارد شده ، دلیل و نظریه ای به شدت افزایش طول دوره کشند سرخ است . همچنین انتقال تخم های در حالت کمون به مخازن توازن کشتی ها به پخش شدن و ظهور آنها کمک کرده است . بنابراین در این مورد تحقیقات بین المللی زیادی برای ارزیابی و سنجیدن گسترش شکوفایی جلبکی و مشکلات و درگیری های انسان در این رابطه انجام شده است . هدف این تحقیقات یافتن راهی است که بتوان قبل از ظهور کشند سرخ آن را پیش بینی کرد . پژوهشگران هیأت تحقیقات دریایی شیلات ( SFRI  ) به طور منظم ظهور کشند سرخ مضر و قوی را در آبهای اطراف سواحل به اعضای جامعه اطلاع می دهند . دانشمندان سخت در حال کارند تا فاکتورهایی که شکوفایی کشند سرخ نتیجه ی آنهاست را شناسایی کنند . پس در نتیجه ی این فعالیت ها می توانیم شکل گیری شکوفایی و راههای ممکن نابود کردن و کم کردن صدمات نامطلوب بر روی زندگی دریایی و سلامتی جامعه را پیش بینی و محقق کنیم یک جنبه ی دیگر از تحقیقات و پژوهش بر کشند سرخ بر روی نوع منابع غذایی که شکوفایی را حمایت می کند می باشد. حوزه ای که در آن سواحل آلوده ، کشند سرخ نفوذ می کند ، ناحیه ای است که باید توجه زیادی به آن شود و تلاش زیادی برای بررسی و تحقیق انجام گیرد . تعدادی پایگاه کنترل کننده موجود در سواحل باید آب و صدف داران را از نظر وجود سموم کشند سرخ به طور دائم تست کنند . اجرای دقیق و کامل نظام سلامت عمومی از رسیدن صدف های مسموم به بازار جلوگیری می کند . هنگامی که مسمومیتی مشاهده می شود نواحی آلوده از کشند سرخ برای صید بسته شده و صیدی در آن صورت نمی پذیرد . این آگاهی شامل آگهی ها و اعلام کردن در محل آلودگی و آگاهی های محلی می باشد  و نگهبان ها از مناطق بسته شده ، حفاظت می کنند . مؤسسه تحقیقات شیلات باید قبل از سفر کشتی ها و قایق ها این اطلاعات را در اختیار آنان قرار دهد . قایق رانان باید همیشه از قوانین دولتی مربوط به صدف ها به طور کامل آگاهی داشته و برای جایی که می خواهند در آنجا صید انجام دهند مجوز داشته باشند و قبل از سفر به آبهای ناآشنا ، باید قبل از جمع آوری صدف ها در مورد کشند سرخ سؤال شود حتی اگر ظاهر آب تمیز به نظر رسد .

6 نکاتی از کشند سرخ که باید به خاطر سپرد :

1 – دو کفه ای مثل کلم ، اویستر ، اسکالوپ و ماسلز در آبهای کشند سرخی برای مصرف خطرناک و مضراند .

2 – لابسترها ، میگو ، خرچنگ زمانی که کشند سرخ در آب رخ می دهد برای مصرف سالم و بی خطر هستند .

3 – پختن سموم کشند سرخ را از بین نمی برد .

4 – آبهایی که تمیز به نظر می رسند می توانند هنوز هم به میزان کافی ارگانیزم های ایجاد کننده کشند سرخ داشته باشند که صدف ها را ناسالم و خطرناک کنند .

5 – پیش بینی های دریایی را بازبینی و چک کنید . سموم کشند سرخ توسط بادهای فرا ساحلی در هوا پخش می شوند .

6 – اگر شما ناراحتی های تنفسی را تجربه کرده اید ، ماسک بزنید . مثل ماسک هایی که در نقاشی استفاده می شوند این ماسک ها دهان و بینی را پوشانده ، ذرات کوچکی که سموم کشند سرخ را در بر می گیرند فیلتر می شوند .

7 – اگر علائم و نشانه ها وخیم تر شود ، مراقبت های بهداشتی را جدی تر بگیرید .

8 – پنجره های خانهی خود را بسته نگه دارید و تهویه های خانه را کنترل کنید .

9 – اگر علائمی از کشند سرخ مشاهده کردید آن را سریعاً به مؤسسه تحقیقات دریایی شیلات و یا سازمان حفاظت محیط زیست اطلاع دهید . این سرویس 24 ساعته اطلاعات مربوط به کشند سرخ را دریافت می کند .

 

منابع :

 

سایت های اینترنتی :

WWW . isurus . mote . org

WWW . whoi . edu

WWW . botany . uwc . ac . za

WWW . seagrant . gso . uri . edu

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 14:48  توسط رضا بادیه پیما  | 

معتبر ترین سایت های جهان در زمینه شیلات

 

www.aireo2.com

تهیه کننده لوازم هوادهی در تنوع وسیعی از کاربردها که شامل آبزی پروری نیز می شود

www.airolator.com

ارائه کننده هوا دهنده و شناور و مکنده

www.fisheries.org

قدیمی ترین و حرفه ای ترین انجمن دانشمندان شیلاتی

http://asae.org

سازمان فنی و حرفه ای اعضای جهانی علاقمند به آبزی پروری و شیلات و صنایع مرتبط

www.antecint.co.uk/start.html

این سایت ارائه کننده راهنمائی هایی در زمینه بیمه زیستی (زیست بیمه) به علاقمندان ارائه می دهد.این راهنمائیها در زمینه بیمه زیستی و بهداشت شناسی برای مزارع آبزی پروری می باشد

http://aquacare.com

اطلاعاتی در زمینه آبزی پروری در محیطهای کنترل شده متراکم ارائه می کند و طراحی هایی به عنوان پیشنهاد برای مزارع و استخرهای پرورش آبزیان ارائه می کند

www.aquacon.com

بزرگترین پشتیبان اینترنتی حیات دریائی است و درمورد محیط زیست دریایی و آلودگیهای آن اطلاعات خوبی را ارائه می کند

www.aquaculturecenter.com

این سایت در مورد تکثیر و پرورش ماهیان دریائی فعالیت می کند

www.agr.state.nc.us.aquacult/

دپارتمان کشاورزی کارولینای شمالی ، فعال در آبزی پروری و منابع طبیعی

www.uidaho.edu/aquaculture

سایت دانشگاه آیداهو که در مورد پرورش و نگهداری و کلا در خصوص آبرزی پروری و تحقیقات در این زمینه ها اطلاعات مفیدی را ارائه می کند

www.aquafeed.com

مرکز صنعتی تهیه و عمل آوری غذا و مواد خوراکی و تقویتی برای آبزیان

www.aqua-in-tech.com

ارائه کننده برنامه های مدیریت مهار بیماریهای پیش فعال میگوهای پنائیده از طریق آموزش های اینترنتی

www.aqualink.com

این سایت یک سرویس آزاد اینترنتی مختص پرورش دهندگان ماهیان آب شیرین و دریائی ، گیاهان آبزی ، گلد فیش و مرجانها

www.aqua-man.com

در این سایت می توان با پیشرفته ترین تکنیک های تهیه پرورش میگو در جهان آشنا شد

www.aquametrix-research.com

در ابن سایت مشاوره در زمینه دلخواه مشتری در موارد محیط زیست آبی و همچنین تحقیق ات جامع در صورت لزوم انجام می پذیرد

www.aquarium.net

نشریه اینترنتی در مورد آکواریومها و موضوعات مرتبط با آنها

www.thekrib.com/index.html

این سایت در زمینه آکواریومهای آب شیرین به ارائه اطلاعات می پردازد

www.adsi.com.au

این سایت اطلاعات لازم را برای تشخیص دقیق و سریع بیماریهای آبزیان در اختیار مراجعه کنندگان قرار می دهد ، همچنین می توا نانواع رژیم های درمانی را برای ماهیان در این سایت یافت

www.ari1.com

در این سایت می توان به منبع قوی و استراتژیک در زمینه اخبار و اطلاعات و تحقیقات به عمل آمده در مورد خرچنگ ها دست یافت

www.keetonaquatics.com

ارائه مشاوره در مورد طراحی و ساخت استخر و دریاچه برای نگهداری و پرورش آبزیان در تخصص مجریان این سایت می باشد

www.aquaworldnet.com

نشریه الکترونیکی در مورد آکواریوم ها با ارائه مقالات فراوانی از نویسندگان و محققان در سراسر جهان در این نشریه در دسترس عموم قرار دارد

www.argent-labs.com/

این شرکت متخصص در پزشکی و آبزی پروری است و می توان با استفاده از سرویس خرید این سایت به دارو ها و روشهای درمانی ارائه شده در این سایت دسترسی پیدا کرد

http://ag.arizona.edu/azaqua/

این سایت مربوط به دانشکده آبزی پروری دانشگاه آریزونا می باشد که یکی از فعالان در زمینه آبزی پروری در سطح جهان به شمار می آید

www.mainesalmon.com

این سایت اطلاعاتی در زمینه تولید و پرورش ماهی قزل آلا را به مراجعه کننده ارائه می کند

www.baader.com

نوعی از انواع ماشینهای عمل آوری غذا را برای آبزیان معرفی می کند

www.boifilter.com

مرکز اطلاعات آبی ، ارائه کننده منابع اطلاعات آبزی پروری در شیلات

www.bonaventure.net

معرفی کننده و مرکز آموزش انواع افزودنی به غذای ماهی

www.vims.edu/bridge/

در این سایت می توانید به بهترین منابع آموزشی علوم دریائی دست پیدا کنید ، در این سایت می توان تقریبا در همه موارد زیستی آبی اطلاعاتی را کسب کرد

www.cawthron.org.nz/

اولین انستیتوی تحقیقات آبزیان در نیوزیلند که متخصص در آبزی پروری ، امنیت زیستی ، اکولوژی ساحلی آبهای شیرین و خدمات آزمایشگاهی

www.fda.gov/cvm/default.html

تولید و توزیع افزودنی های غذائی ئ داروئی برای حیوانات و آبزیان

www.rotordisk.com

در این سایت به معرفی سیستمهای فاضلاب و فراهم کردن راه حل های عملی مقرون به صرفه درباره آبهای هرز و کنترل آلودگی ناشی از این هرز آبها پرداخته می شود

www.damdarya.net

شرکت دام و دریا (پونل) با برخورداری از بالاترین استانداردهای غذائی HACCP به تولید کنسرو ماهی در شمال ایران می پردازد

www.epa.gov/owow/lakes/

موسسه ارائه  کننده پروژه دریاچه های پاکیزه برای جلوگیری از ایجاد آلودگی در دریاچه ها

www.feap.org

این سایت می تواند راهنمای مفیدی برای تولید کنندگان آبزیان الالخصوص آزادماهیان باشد

www.actwin.com/fish/index.cgi

سیستم اطلاعات ماهی در بر گیرنده اطلاعات آکواریومی از سطح مبتدی تا پیشرفته

www.fis-net.com

در این سایت اطلاعات آبزی پروری ، غذاهای دریائی و شیلات  و اطلاع از اخبار جدید این موضوعات به صورت رایگان در اختیار مراجعه کنندگان قرار می گیرد

www.fishindex.com

سایت اختصاصی برای علاقمندان به آکواریوم ها

www.futuresea.com

تکنولوژی پرورش ماهی  در محیط های شناور کنترل شده در این سایت ارائه می شود

www.zin.ru/projects/invasions/

محققان می توانند از نتایج تحقیقات کاربردی در زمینه تهاجمات بیولوژیکی در حوزه دریای بالتیک و دریاچه خزر از طریق این سایت اطلاع حاصل کنند

www.h2otechnologies.com

تکنولوژی تولید آب دارای اکسیژن محلول در خود ، از طریق این سایت در دسترس علاقمندان قرار می گیرد

www.intrafish.no/

یک سرویس اطلاعاتی آبزی پروری که شامل مقالات در زمینه آبزی پروری می باشد

www.noaa.gov/

در این کتابخانه ، مجموعه ای شامل بر بیش از یک میلیون کتاب ، گزارش فنی ، میکروفیلم و  CD  در زمینه آبزیان وجود دارد

www.nhbs.com

اطلاعاتی درباره آب و هوا ، اقیانوس شناسی ، ژئوفیزیک و دیگر علوم در این پایگاه اینترنتی قرار گرفته است

www.proaqua.com

مجله کشاورزی و سبک زندگی را می توانید در این آدرس مطالعه کنید . این مجله معرفی کننده غذاهای مکمل ، گیاهان خوراکی با خواص داروئی و نیز روش زندگی سالم در محیط خانواده به مطالعه کنندگان خود می باشد .

www.sarchin.com

تولید کننده محصولات کنسرو تحت استاندارد HACCP شامل کنسرو ماهی و مرغ

www.syndle.com

این سایت حاوی اطلاعاتی در زمینه پرورش و زیستگاه های ماهی آزاد می باشد

www.targetmarine.com/

راه حل های تکنولوژیکی برای محیط زیست و آبزی پروری ، پرورش ماهی و غیره در این سایت ارائه می شود

www.mahiran.com

یک سایت ایرانی در مورد انواع ماهیان ایران و محیط زیست آنها  در محیط های زیست طبیعی که در ایران وجود دارد .

www.fishbase.org

سایت SIFHBASE ارائه کننده اطلاعات مربوط به کلیه ماهی های شناخته شده در جهان می باشد . در سایت امکان جستجو برای نوع ماهی مورد نظر ممکن می باشد . همچنین می توان عناوین کتاب ، تور مجازی ، امکان دریافت فایل های اطلاعاتی از انواع ماهی و LINK به سایت های مرتبط مشاهده می شود .

www.iranfisheries.net/persian/index.asp

این سایت به پایگاه اطلاع رسانی شیلات ایران تعلق دارد . در سایت به ارائه خبرها و رویدادهای مرتبط با صنعت شیلات کشور پرداخته می شود . اخبار شیلات ، بازار آبزیان ، خاویار ، خوراک آبزیان ، ترویج ، طرح های اجرائی ، انتشارات ، مقالات ، اطلاعات پایه ، آکواریوم ، سایت های مرتبط ، نظر سنجی ، امکانات جستجو در مطالب سایت ، معرفی سازمان ، قوانین و مقررات ، تالار گفتگو و پیوندها را می توان از عناوین موجود در سایت نام برد .

www.ifro.org

در این سایت با موسسه تحقیقات شیلات ایران IRFO  در سایت می توان عناوین معرفی موسسه ، بخش های تخصصی ، واحدهای تابعه ، پروژه های تحقیقاتی ، شناورهای تحقیقاتی ، اطلاعات علمی ، کتابخانه ، فهرست مجلات علمی کتابخانه ، مجلات علمی شیلات ایران ، همایش های علمی ، سایت های مرتبط ، جستجو ،

منبع : Science Archive

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 9:40  توسط رضا بادیه پیما  | 

تآثیر استرس ناشی از فرمالین و شوری بر القای سیستی َArtemia parthenogenetica

چکیده :

تأثیر غلظت های مختلف فرمالین (3-01/0 %) به عنوان تابعی از شوری پرورش (ppt 200-20) بر روی القای سیستی Artemia parthenogenetica مورد مطالعه قرار گرفت . مشخص شد که بازماندگی A.parthenogenetica هم تحت تأثیر غلظت فرمالین است و هم مدت زمان مواجهه با آن . القای سیستی در مدت زمان مواجهه بیشتر از 6 ساعت با فرمالین ، با مرگ و میر همراه است . دو فاکتور آنالیز شده در تست ANOVA نشان داد که از لحاظ آماری زمان مواجهه با فرمالین در تمام غلظت های تست شده فرمالین ، مهم تر ازتأثیر مستقل میزان شوری است . در طول مدت استرس تست شده ، رابطه مثبتی بین تعداد کیست های آزاد شده با غلظت فرمالین برقرار است . در ساعت اول استرس ، القای سیستی محدوده ای بین 2./. ±52/1 عدد بود . مشخص شد که حداکثر القای سیستی در A.parthenogenetica بستگی به غلظت فرمالین و شوری دارد . در فرمالین 2 و 3 % ، بیشترین تعداد سیست های رها شده در ساعت اول به ترتیب در 20 و 40 ppt و 20 و 80 ppt است . دو فاکتور تست ANOVA نشان داد که تأثیر شوری و مدت زمان مواجهه با آن در غلظت های پایین فرمالین (01/0 و 05/0) نسبت به غلظت های بیشتر آن قابل ملاحظه تر است .

مقدمه :

میگوی آب شور آرتمیا (crustacea-Anostraca)  در محیط های با شوری زیاد به خصوص در کارگاه های ساحلی دیده می شود .جمعیت طبیعی آرتمیا در 360 نقطه در 55 کشور از 5 قاره دیده می شود . آرتمیا هم در مرحله لاروی و هم در شکل بالغ (زی توده آرتمیا) نه تنها خوب است بلکه اغلب از تمام غذاهای زنده در آبزی پروری پرکاربردتر است . آرتمیا به عنوان غذا به لارو ماهی و میگو ، همچنین ماهی و میگوی بالغ در استخرهای پرواربندی داده می شود .

حضور آرتمیا در تعداد کافی در محیط های پر نمک نه تنها برای شکوفایی جلبکی ، بلکه برای فراهم کردن مواد ضروری و لایه مناسب در شکل گیری مواد متابولیتی آرتمیا و تجزیه آرتمیا برای توسعه هالوباکترها در استخرها ضروری است . غلظت زیاد هالوباکترهای قرمز یک افزایش در جذب گرما را باعث می شود که این افزایش گرما منجر به افزایش مقدار شوری و همچنین افزایش نسبت رسوب مواد آلی حل شده که منجر به شکل گیری کریستال های بزرگ نمک و بهبود کیفیت نمک می شود .

آرتمیا می تواند به آسانی توسط حشرات ، لارو ماهی ، سخت پوستان و گونه های دیگر گوشتخوار شکار شود . تنها دفاع مؤثر آن در برابر شکارچیان ، سازگاری با محیط های دارای شوری زیاد است که در این محیط اغلب شکارچیان از بین می روند .

آرتمیاها فیلترفیدر غیرانتخابی هستند و از مواد ریز با منشأ زیستی همچنین ارگانیزم های زنده دارای اندازه مناسب ( آلگ های میکروسکوپی و باکتری ها ) تغذیه می کنند .

 بسته به شرایط محیطی با روش های تخم گذاری یا زنده تخم گذاری تکثیر می شوند . در سطح مناسب شوری زنده تخم گذار( به صورت ناپلی ) است ، در حالی که در شوری های استرس زا سیست تولید می کنند (تخم گذار ) .

 تحقیقات تفریخ گاه ها و گزارشات اضافه شده در تکثیر و پرورش ماهیان دریایی و میگو نشان می دهد که ضرورت و نیاز استفاده از غذای زنده مثل آرتمیا با کیفیت بالا به صورت سیست و زی توده های بزرگ افزایش یافته است . استفاده از زی توده آرتمیا در اواخر دهه هفتاد 1000 تن بود اما به 3500 تن در سال 1987 و 20000 تن در سال 2000 افزایش یافت . به همین روش تخمین زده می شود که مصرف سیست آرتمیا در آبزی پروری در حدود 1000تن در سال 1992 بوده است . بعد از آن انجام تحقیقات پر دامنه روی تولید سیست و بدین طریق زی توده غذای زنده که به صورت فراوان مورد نیاز و در خواست بود ، شروع شد .

 سیست نه تنها در شرایط نا مساعد محیطی زنده می ماند ، بلکه گسترش آرتمیا را به وسیله باد و پرندگان خصوصأ فلامینگو که در مسافت های طولانی مهاجرت می کند ، باعث می شود . یکی از مهمترین مزایای استفاده از آرتمیا به عنوان غذای زنده در آبزی پروری ، وجود آرتمیا به صورت سیست های خشک است که می تواند به صورت طولانی مدت ذخیره شوند و هرگاه که نیاز باشند به آسانی تفریخ شوند . این مزیت ، مشکل بیولوژیکی و فنی بازماندگی ، نیاز به مولد و پرورش آرتمیا را مرتفع می کند .

تحقیقات انجام شده در کالیفرنیا یک همبستگی مثبت بین حضور آهن در محیط با افزایش سنتز هموگلوبین و تولید سیست را نشان داد . فاکتورهایی مثل شوری ، درجه حرارت ، فرمالین و تولیدات گیاهی ، تولید سیست در آرتمیا را تحریک می کند .

مطالعات اخیر روی آرتمیا به صورت واضح نشان داد که القای سیستی می تواند به زمان کوتاه یک ساعت با استفاده از فرمالین به عنوان عامل محرک شیمیایی نسبت به زمان طولانی تر در شرایط طبیعی برسد . اما میانگین سایز سیست القا شده ، نسبت به جمعیت طبیعی متفاوت است . در جمعیت طبیعی رهاسازی سیست و ناپلی وابسته به شرایط محیطی و عوامل ژنتیکی است . شدت استرس فاکتورهای محیطی می تواند به وسیله تولید سیست و ناپلی آرتمیا شناسایی شود . در تحقیقات اخیر اثر متقابل شوری و فرمالین روی تولید و بازماندگی سیست و ناپلی آرتمیا برای درک سطح بهینه و مناسب فاکتورهای محیطی بررسی شده است .

مواد و روش ها :

جمع آوری آرتمیا و تفریخ سیست آرتمیا

میگوی آب شور Artemia parthenogenetica به صورت بومی ، نژادی هندی است که دارای پتانسیل تولید مثلی زیادی است . برای این پژوهش ، سیست آرتمیا از کارگاه آب شور Thamaraikulam در حدود 16 کیلومتری جنوب Nagercoil جمع آوری شد و با آب شیرین آبکشی شد و در استوانه های شفاف یک لیتری با آب دریا با غلظت 5/1 گرم در لیتر یا ppt 35 تکوین یافت . در تمام طول تفریخ دما در1 ±27 درج سانتی گراد و ph ، 8 تنظیم شد و ظروف به طور شدید هوادهی می شد . نور (Lux 2000) به وسیله لامپ قرار داده شده در نزدیک ظروف تفریخ  تأمین می شد . دوره نوری هم D/L 16:8 بود . بعد از 24 ساعت انکوباسیون ، ناپلی مشاهده شد . برای پرورش آرتمیا ، محیط کشت با حل کردن نمک تبخیری تجاری موجود در دریا آماده شد . شوری محیط کشت ppt 80 و با شوری سنج انکساری اندازه گیری شد . گزارش شده که سبوس برنج یک منبع غذایی مناسب و ارزان قیمت برای کشت متراکم آرتمیا است .  

استرس فرمالین :

طرح آزمایش

کشت های stock َA.parthenogenetica در تانک هایی با دمای 1 ±27 نگهداری و با سبوس برنج تغذیه شده بود . شوری محیط کشت ppt80 نگه داشته شده بود . غلظت فرمالین انتخاب شده برای این آزمایش 40% بود . حیوانات این آزمایش تحت شوری های مختلف از 20 ، 40 ، 80 ، 120 ،160 و 200 ppt قرار گرفته و با سبوس برنج تجاری تغذیه شدند . بالغین سالم  A.parthenogenetica برای آزمایش القا قرنطینه شدند . برای بررسی تأثیر فرمالین ، همان گروه بالغ  A.parthenogenetica درمعرض غلظت های مختلف فرمالین ، 01/0 ، 05/0 ، 1/0 ، 5/0، 1 ، 2 و 3 % در شوری های مختلف یعنی 20 ، 40 ، 80 ، 120 ، 160 و 200 ppt قرار گرفتند . شوری مورد نظر با استفاده از آب دریا و اضافه کردن آب شیرین و نمک Nacl تأمین شد . موجودات بقا یافته و سیست های تولید شده در فواصل زمانی 1 ، 3 ، 6 و 24 ساعت شمرده و یادداشت شده بود . همه بررسی ها در دمای 1 ±27 انجام شد.  

 تحلیل های آماری :

نتایج به دست آمده در پژوهش اخیر تحت آزمون ANOVA قرار گرفت . تفکیک کردن پراکندگی کل به پراکندگی به خاطر شرایط متفاوت آزمایش ( مثل شوری ، درجه حرارت و غیره ) به وسیله تبعیت از روش بیان شده به وسیله Zar انجام شد .

نتایج :

بازماندگی :

       کشت شده در شوری ppt 80 در غلطت های متفاوت فرمالین در شوری های متفاوت، سیست ها را آزاد کردند ، اما بقا طی ساعت اول در غلظت های کم ( 01/0 ، 05/0 ، 1/0 ، 5/% ) 88% بود و در غلظت های بالا (1 ، 2 و 3 %) 60% بود . پس از 6 ساعت القای سیستی با مرگ و میر ادامه داشت . درصد بقا به 0% در بیشترین غلظت در 24 ساعت در تمام شوری های تست شده ، کاهش یافت.   آنالیز متقابل واریانس نشان داد که بی تئجهی از غلظت های متفاوت فرمالین ، باعث مرگ   A.parthenogenetica مواجه شده در شوری های مختلف است که بیشترین تأثیر در غلظت 3% فرمالین است .

تولید ناپلی :

توجه به این مطلب جالب توجه است که تولید ناپلی در غلظت های تست شده فرمالین در تمام شوری های تست شده ، صفر بود .

القای سیستی :

شکل های 8 تا 14 ، نتایج به دست آمده برای القای سیستی در بالغین A.parthenogenetica که در معرض غلظت های متفاوت فرمالین ( 01/0 ، 05/0 ، 1/0 ، 5/0، 1 ، 2 و 3 % ) طی یک دوره آزمایش 24 ساعته را توضیح می دهد .                                                        

 

در ساعت اول تعداد سیست های رها شده 02/0 ±  52/1 ، 245/0 ± 2/2 ، 245/0 ± 08/4 ، 024/ ± 08/4 ، 2/0 ± 2/3 ، 04/0 ± 88/3 ، 024/0 ± 32/7 و 548/0 ± 4/1 به ترتیب در غلظت 01/0 ، 05/0 ، 1/0 ، 5/0 ، 1، 2 و 3 % در ppt 80 بود . بیشترین تعداد سیست های رها شده در غلظت 3% فرمالین طی ساعت اول آزمایش در شوری های کم ( ppt 40 و 20 ) بود . در غلظت 2% بیشترین تعداد سیست های رها شده ، طی ساعت ششم آزمایش در شوری 20 و 40 ppt بود . آزمون ANOVA نشان داد که اثر شوری ومدت زمان مواجهه با آن ، تأثیر بیشتری در غلظت های کمتر فرمالین نسبت به غلظت های بالای فرمالین است . همچنین نشان داد که در بیشترین غلظت ( 3% ) ، تأثیر شوری و مدت زمان آزمایش از نظر آماری معنی دار نیست . (05/0

بحث :

میگوی آب شور آرتمیا در محیط های گوناگون که محیط هایی با شوری بالا ، حرارت شدید ، میزان بالای اشعه ماورای بنفش و اکسیژن بسیار کم می باشد ، پخش شده است . این شرایط زیست محیطی سخت بدین معنی است که آرتمیا می تواند به عنوان یک ارگانیزم مدل مفید برای پاسخ به استرس در تمام سطوح بیولوژیکی مطرح شود .

 زنده تخم گذاری و تخم گذاری دو روش تولید مثل در میگوی آب شور A.parthenogenetica است . آرتمیا در شرایط محیطی مطلوب تولید مثل زنده تخم گذاری انجام می دهد و هنگامی که شرایط نامساعد شود ، تخم گذار است . آزمون کشت آرتمیا به صورت همه جانبه به وسیله چندین کارگر در شرایط متفاوت غذا ، درجه حرارت ، شوری ، چگالی و غیره انجام شده است . کیفیت و کمیت غذا نیز در تولید سیست مؤثر است . علاوه بر این آهن موجود در آب و کلروفیل نقش مهمی در تولید سیست به عهده دارند . در اوایل سال 1915 Abonye نشان داد که شوری یکی از عوامل القا کننده در تولید سیست آرتمیاست .

هدف از این مطالعه با یک روش معمول استاندارد در القای جمعیت آرتمیا برای تغییر زنده تخم گذاری به تخم گذاری ، یعنی تولید سیست است . این می تواند یک ابزار بسیار عملی برای روش هایی باشد که پرورش انبوه زی توده آرتمیا از چنین سیست های القا شده را شامل می شود . در این مطالعه ، شوری شدید بر الگوی تولید مثل تأثیرگذار است . در مطالعه روی A.parthenogenetica  به وسیله Balasundaram و Kumargure یک افزایش خطی در تولید سیست با شوری پرورش گزارش شد . در این مطالعه القای تولید سیست با افزایش یافتن شوری کاهش یافت . 80<120<160<40<20

مهمترین تأثیر نوسان شوری این است که منجر به رقیق شدن شدید آب می شود و این روی بقای آرتمیا در محل های نمک گیری تآثیر گذاشت که به وسیله Bhargara و همکارانش گزارش شده است . نوسانات گسترده در شوری به وسیله تابش خورشیدی یا رقیق شدن ناشی از باران نقش مهمی در القای روش تولید مثل در آرتمیا بازی می کند . این نوع نوسانات ناگهانی و نامطلوب در شوری روی تولید مثل بالغین اثر می گذارد . Kuruppu و  EKARANTE گزارش کردند که تغییر در شوری و عمق آب در اندازه جمعیت آرتمیا تأثیر دارد .

 درپژوهش کنونی دامنه شوری از 20 به 200 ppt ( پایین ترین و بالاترین ) است و تولید سیست را حمایت می کند . A.parthenogenetica قادر است که شوری های بیشتر را تنها برای مدت کوتاهی تحمل کند و زنده بماند . Cole و Brown اظهار داشتند که غلظت بالای ترکیبات خاصی مثل CO3 ، بی کربنات و پتاسیم برای آرتمیا کشنده است . در مطالعه کنونی ، فرمالین به خوبی به عنوان ضد عفونی کننده مؤثر در آبزی پروری شناخته شده چرا که در بدن حیواناتی که در معرض آن قرار می گیرند ، باقی نمی ماند .

 نتایج نشان داد که تعداد سیست های رها شده که در معرض فرمالین 3% بودند ، در محیط 20 و 40 ppt ، در ساعت اول بیشتر است . احتمالأ دلیل آن ممکن است به خاطر تغییر ناگهانی در محیط کشت و غلظت زیاد فرمالین باشد . استحصال سیست در ساعت به طور طبیعی پایین بود واین به دلیل کاهش غلظت فرمالین به وسیله تبخیر در محیط پر نمک است . مطالعه به وسیله John روی  A.parthenogenetica ، آرتمیا سیست ها را در یک ساعت از هنگامی که فرمالین فراهم باشد ، تولید می کند . Lavens و  Sorgeloos گزارش کردند که در شرایط آزمایشگاهی تخم گذاری وقتی که محیط دارای غلظت پایین اکسیژن حل شده یا در حضور کمپلکس آهن( فریک EDTA ) انجام می شود . طبق نظر Dultrieu فقط سطح پایین اکسیژن ، سنتز هموگلوبین را تحریک می کند ( تسهیل تنفس ) . آرتمیای ماده از هموگلوبین خود به عنوان یک عنصر اساسی در شکل گیری پوسته سیست استفاده می کند . غلظت اکسیژن بهینه در محیط ppt 20 ، به عنوان یک سد فیزیولوژیکی اساسی در آرتمیای ماده ( بر خلاف تیمار محلول فرمالین ) عمل می کند که از رها کردن سیست به مقادیر زیادتر جلوگیری می کند . رها سازی سیست در غلظت های 1% و 5% بیشتر به عقب می افتد . این می تواند به دلیل غلظت بسیار کم محلول فرمالین باشد . در محلول 2 و 3 % فرمالین ، رها سازی سیست بیشتر بود . Lavens و   Sorgeloosبا کار کردن روی A.parthenogenetica 60 گرم سیست در متر مکعب در روز در یک جمعیت از 10000 nos در لیتر به وسیله استفاده از گاز نیتروژن بی اثر برداشت کردند . در A.franciscana و A.persimilis ، سیست ها به وسیله استفاده از استرس ناگهانی شوری ( از 40 به 10 ppt ) تولید شدند . سیست به وجود آمده به وسیله استفاده از محرک شیمیایی فرمالین در A.parthenogenetica نه تنها سایز بلکه اغلب مراحل تفریخ شدن را شتاب بخشید .

 در طول سال های اخیر ، استفاده در مقیاس تجاری از زی توده آرتمیای برداشت شده از کارگاه های شور ساحلی بومی یا تولید شده در کارگاه های شور کود گیاهی داده شده ، بیشتر و بیشتر مفید است ؛  خصوصأ در ماهیانی که شروع به تغذیه فعال کرده اند ، همچنین در پرورش میگو . Dobblier و همکاران استفاده از مواد زاید و نا محلول مثل سبوس برنج ، سبوس ذرت ، دانه سویا ، لاکتوسرم و ملاس نیشکر در کشت فوق متراکم آرتمیا را گزارش کردند .

 Dutrieu ، Berthelemy ، Hedgecock گزارش کردند که کمبود اکسیژن موجب تولید سیست می شود . اما مطالعاتی که توسط Vandue و همکاران ، Heip وهمکاران وLavens وSorgeloos انجام شد نشان داد که هموگلوبین خاصی به تنهایی تولید سیست در آرتمیا را باعث می شود . فاکتورهای محیطی دیگر مثل دوره نوری ، درجه حرارت و چگالی موجود بر روی نوع تولید مثل آرتمیا مؤثر است . مطالعه روی القای سیستی مهم است چرا که سیست دو عملکرد مهم دارد ؛ یعنی آنها منبع و ضامن بقای جمعیت در شرایط نا مطلوب و مسئول پراکندگی مؤثر موجود هستند .

نتیجه گیری :

این مطالعه نشان می دهد که عوامل القا کننده مثل فرمالین (شیمیایی ) وشوری (فاکتور محیطی ) تخم گذاری در میگوی دارای دو جنس ،  A.parthenogenetica را القا کرد . اثر تعامل این پارامترهای تست شده محصول و نتیجه قابل توجه و مهم اطلاعات بدست آمده روی بقا و تولید سیست از مطالعات انجام شده روی جمعیت آرتمیاست . در غلظت فرمالین 2 و 3 % در شوری 0 و 40 ppt یا 20 و 80 ppt ، A.parthenogenetica بیشترین تعداد سیست را رها کرد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 14:14  توسط رضا بادیه پیما  | 

انجماد اسپرم ، کاربرد و روش انجام آن در ماهیان


در زمینه انجماد گامت ها و جنین های موجودات آبزی کار نسبتا کمتری در مقایسه با جانوران و گیاهان خشکی زی انجام شده است. با اینکه اسپرم با موفقیت در برخی از ماهیان انجماد یافته با این وجود کاربرد آن در مزارع خیلی محدود می باشد. اما موفقیت کمی در زمینه انجماد لاروها و جنین ها در صدفها بدست آمده است. همچنین انجماد تخمک و جنین ماهیان زیاد موفق نبوده است زیرا تخمک و جنین ماهیان نسبتا بزرگ است و میزان زیادی زرده دارد که با لایه کوریونی نسبتا ضخیم پوشیده شده است و سرد کردن در طول فرایند انجماد در گونه های بزرگ و متراکم حاصل نمی شود اما انجماد در سلول های حاوی زرده کمتر و کوچکتر موفق تر است.
انجماد اسپرم بخوبی در بسیاری از گونه های ماهیان اما فقط در تعداد محدودی از صدفها سالها پیش انجام شده است. هنوز مطالعات کمتری در جنین ماهیان و صدفها انجام شده است و مطالعات، بیشتر برروی گونه هایی باارزش تجاری و در معرض خطر انقراض صورت گرفته است . بیشتر فعالیت انجماد برروی اسپرم می باشد و علت آن شرایط ساختاری و فیزیولوژیکی پیچیده تر تخمک نسبت به اسپرم می باشد و ما در این مقاله بیشتر بر روی روشهای انجماد اسپرم توضیح می دهیم.

در مجموع اهداف انجماد اسپرم به این شرح است:
الف)کمک به جلوگیری ار انقراض نسل گونه های در معرض خطر
ب) کمک به تکثیر گونه هائی که در شرایط طبیعی، همزمانی رسیدگی جنسی در آنها کمتر دیده می شود
ج) کمک به در اختیار بودن اسپرم برای تمام طول سال
د) کاهش اثرات استرس حمل و نقل بر مولدین نر و در نتیجه جلوگیری از کاهش کارآئی اسپرم در نتیجه این حمل و نقل
ه) و هدف مهم تر، تهیه بانک اسپرم بصورت بانک ژنی برای نگهداری اسپرم ها حتی پس از مرگ جانور. این روش همچنین بعنوان راهکاری موثر برای ذخیره اسپرم گونه های در معرض خطر مثلا با شیوع بیماری ناگهانی و در نتیجه از بین رفتن گونه و یا با هر گونه از بی نظمی های معمول و یا حوادث ناگهانی مثل نشت نفت و روغن می باشد که یک منبع پایدار از اسپرم را تهیه می کند
و) همچنین جلوگیری از تلاقی خویشاوندی و ایجاد تنوع زیستی
اما باید دانست که بیشتر انجماد اسپرم، برای تک جنسی ها و مولدین استفاده می شود .
بسیاری از سلول های منجمد شده در دماهای بالای80 - درجه برای مدت زمان طولانی پایدار نیستند و پایداری سلولها برای مدت زمان طولانی نیاز به ذخیره آنها در دماهای زیر 130- درجه دارد تا از بقاء آنها اطمینان حاصل گردد.

روشهای انجماد اسپرم:

روشهای انجماد اسپرم به 2 صورت می باشد:

روشهای کوتاه مدت در انجماد اسپرم به روش های زیر میسر می باشد:
1) نگهداری در یخچال های معمولی (معمولا دمای 4 درجه سانتی گراد) تا 70 ساعت
2) استفاده از تغییر فشار اسمزی مثلا با قرار دادن اسپرم در محلول های نمکی
3) استفاده از محلول مشتمل بر پتاسیم
4) پائین آوردن درجه حرارت و سرد کردن البته ضمن استفاده از اکسیژن
5) کاربرد آنتی بیوتیک ها
6) استفاده از محلول های رقیق کننده ای مانند مخلوط اوره و کلرور سدیم
که این روش ها در واقع تحرک اسپرم ها را محدود می سازد.

_ روش بلند مدت در انجماد اسپرم:
در این روش می توان اسپرم ها را حتی تا 2 سال هم نگهداری کرد. روش کار به این شکل است که ابتدا اسپرم ها را با محیط های مختلف رقیق کننده چون دی متیل سولفوکساید((DMSO مخلوط کرده که این مواد بعنوان مواد محافظ سرما در ازت مایع عمل می کنند و سبب انجماد سریع اسپرم ها می گردد و در نهایت این اسپرم های منجمد را در ازت مایع با دمای 196- درجه سانتی گراد بطور سالم نگهداری می کنند. لازم به ذکر است که در مورد محافظ سرمائی، مسمومیت کم و قابلیت حل شدگی بالا حائز اهمیت است در صورت مسمومیت این محافظ ها، مرگ و میر در گامت ها بعد از انجماد زدائی اتفاق می افتد.
اما سرد کردن با نیتروژن مایع برای انجماد جنین روش قابل اعتمادی نمی باشد. و این روش را در زمینه انجماد اسپرم باید برای تمام انواع گونه ها آزمایش کرد زیرا گونه ها شامل انواع مختلفی از سلولها هستند که این سلول ها، گونه ها را با هم متفاوت می سازد پس انجماد آنها با هم متفاوت است.

باید عنوان کرد که صدمات زیادی هم در ارتباط با انجماد و انجمادزدائی می تواند صورت بگیرد و بسیاری از این صدمات در محدوده دمائی 0 تا 40- درجه اتفاق می افتد و دلیل این صدمات برداشت حرارت و ایجاد شوک سرمائی و تشکیل کریستال یخی و نیز بکار بردن محافظ های سرمائی در سلول ها و سمیت آنها و همچنین نوسان pH که در نتیجه انجماد و یا اضافه کردن محافظ های سرمائی اتفاق می افتد که باید به این مساله توجه کافی داشت و تا حد ممکن از این صدمات به روش های مختلف جلوگیری کرد.

اما هنگام استفاده از این اسپرم های منجمد شده با استفاده از قرار دادن ظروف محتوی آنها در آب تقریبا گرم در مدت زمانی کوتاه این اسپرم ها را ذوب کرده و در زمان ذوب شدن این اسپرم ها هیچ حرکتی ندارند و فرقی با اسپرم تازه ندارند و باید سریع استفاده شوند.
این خلاصه ای از روشهای انجماد اسپرم می باشد که هنوز هم به مطالعات زیادی در این زمینه نیاز می باشد و اعتقاد بر این است که با انجام اصلاحات لازم در این تکنیک ها می توان میزان بقاء را در این سلولها بمیزان بیشتری افزایش داد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 0:53  توسط رضا بادیه پیما  | 

ماهیان ترانس ژنیک


 

اصلاح نژاد موجودات، تولید محصولی از موجود با دست بردن در ژن ها از نظر مطلوب کردن صفات بطور دلخواه می باشد و در واقع محور اصلی اصلاح نژاد، بهگزینی است. بسیاری از DNA های هورمون رشد و دیگر ژن های پستانداران، مرغ و خود ماهی بمنظور تسریع رشد به داخل تخم های ماهی منتقل می شوند. با وجود این،نتیجه این انتقال به میزان زیادی به عملکرد درست عناصر تنظیم کننده بستگی دارد. البته این ژنها برای انتقال به هر گونه ای ممکن است مطلوب نباشند بدلیل:
1) عملکرد اختصاصی بافت غیر مطلوب
2) اثرات جانبی که منجر به مختل کردن دیگر عملکردها می شود.

تعریف ماهی ترانس ژن(اصلاح نژاد شده):
این ماهی که دارای یک یا بیشتر از یک ژن خارجی می شود. ژنهای خارجی بطور انتخابی با تزریق میکروسکوپی در داخل تخم وارد می شوند. این پروژه در علم مهندسی ژنتیک در سال 1970 و همچنین 1980 انجام گرفت. ممکن است تزریق میکروسکوپی چنین ژنهایی در داخل تخم حیوانات تولید موجودات ترانس ژن را کند. این تکنیک بعدا برای ماهی بکار برده شد و تعداد بسیار زیادی از ماهیان ترانس ژن در سال 1989 تولید گردید مثل:
الف) ماهی سالمون اقیانوس اطلس که به آن، ژن پروتیین ضد انجماد از ماهی فلاندر قطب تزریق گردیده که این کار بمنظور مقاومت در برابر دماهای پایین آب های قطب در سالمون انجام گردید بطوری که زیستگاه این سالمون می تواند تا آبهای قطبی هم کشیده شود و در نتیجه به سرما خیلی مقاوم تر شده اند.

ب) ماهیان خوراکی قزل آلا، تیلاپیا و گربه ماهی و ... که ژن هورمون رشد را از انسان، موش و دیگر پستانداران دریافت کرده اند که اصلاح نژاد بمنظور تولید گسترده این ماهیان صورت گرفت.

ج)همچنین می توان ژن مقاومت به بیماری و ژن مقاومت محیطی مثل متالوتیونین(که با فلزات سنگین باند می شود و از اثر سمی و بیماریزای آنها جلوگیری می کند) که اگر به ماهی منتقل شوند ماهی ها را در برابر فلزات سنگین حاصله از فاضلاب کارخانجات و یا نفت کش ها و ... مقاوم می کند .

اما در کل ماهی برای عمل ترانس ژنی شدن دارای مشکلاتی می باشند:
1) لایه کوریونی تخم آنها ضخیم و چند لایه است پس تزریق میکروسکوپی درآنها مشکل است و بایستی تزریق از راه دهانه میکروپیلی تخم صورت پذیرد.
2) دیگر اینکه تخم ماهی پر زرده است و ممکن است ژنها قبل از رسیدن به ژنوم هضم شوند که برای تولید انبوه مناسب نیست چون به تک تک تخم ها بایستی تزریق شود.
3) روش دیگر که نفوذ الکتریکی یا Electroporation است که تخم های لقاح یافته را داخل حمام گذاشته و با پالس های الکتریکی یک تعداد ژن وارد تخم ها می شود حسن این کار این است که انتقال ژن بطور انبوه است ولی موفقیت در آن محدودیت دارد.

ژن ها و ماهیان ترانس ژنیک(اصلاح نژاد شده):
Zhu اولین کسی بود که ژن انسولین انسانی را به تخم های ماهی کپور کاراس و سگ ماهی تزریق کرد. ژن هورمون رشد انسانی اولین ژنی بود که با موفقیت بمنظور تولید چنین موجودات ترانس ژنی استفاده گردید.
ژنهای هورمون رشد قزل آلای رنگین کمان و ماهی آزاد پس از سال 1986 در دسترس قرار گرفت که موفقیت با هورمون پستانداران فقط 50 درصد بود بنابراین نیاز فوری برای ساختن ترانس ژنی از این ماهیان وجود دارد.
تکنولوژی ماهیان ترانس ژن بمنظور افزایش میزان رشد ماهیان خوراکی و مقاومت در برابر انجماد در ماهی Zebra fish و medaka استفاده گردید.

اما در آسیا با توجه به بحران های صورت گرفته، تولید ماهی مقاوم به خشکی و بیماری نیاز ضروری و اصلی است و می بایست در این زمینه بررسی های لازم صورت گیرد.


در زیر مزایا و معایب استفاده از تخم ماهی بعنوان مدل دستکاری آمده است:
- مزایا:
لقاح خارجی و مصنوعی، امکان اختلاط تخمک و اسپرم، رسیدگی گامت ها بطور مصنوعی که امکان پذیر است. تخم ها بزرگ و گوناگون بوده و به آسانی بعد از لقاح نگاهداری شده و حداکثر تنوع را دارا بوده و توسعه جنینی سریعتری را دارا می باشند.
تخم های ماهی قابلیت تاه خوردگی کروموزوم های جنسی را دارا بوده از این رو امکان تولید صدها کلونی از یک والد فراهم می گردد.

- معایب:
در بسیاری از گونه ها هسته های زایگوت ها خیلی کوچک است و قابل مشاهده نیست از اینرو تزریق میکروسکوپی نوکلئوپلاسم در داخل هسته های اووسیت از ماهی تخمگذار و زنده زا تنها در تعدادی گونه ها ممکن می گردد. هسته های اووسیت بیشتر از 1000 بار بزرگتر از پستانداران است و پوشش کوریونی تخم خیلی محکم و مقاوم است.

دستکاری ژنی:
برای این منظور تکنیک های دستی و فیزیکی بکار می رود چنین تکنیک هائی نیاز به سوزن های ریزی با کمتر از 1/ 0 میکرومتر ضخامت و پیپت های کوچک و نیز نگهدارنده پیپت بمنظور تزریق میکروسکوپی درست نیاز است و تزریق میکروسکوپی از ژن هورمون رشد گاو و موش در تخم ماهی تیلاپیا با موفقیت انجام شده است. تخم ماهی تیلاپیا بسیار مات است و کوریون سختی دارد از این رو کار در آن حتی با سوزن خیلی کوچک مشکل است بنابراین DNA بیگانه بداخل دیسک ژرمینال از میان میکروپیل قبل از شروع تقسیم سلولی با یک دستکارنده کوچک تزریق می گردد.همچنین تزریق میکروسکوپی ژن هورمون رشد در تخم ماهیZebra fish بوسیله تزریق در داخل سیتوپلاسم قبل از اولین تقسیم با موفقیت انجام گردید.
در ماهیان کوشش های اولیه در زمینه اصلاح نژاد در گلد فیش ها و سگ ماهی ، تیلاپیا، قزل آلا و ماهی آزاد و Zebra fish صورت گرفت و این دستکاری های ژنی، افق جدیدی از آبزی پروری را در گذر زمان در تحقیقات در زمینه سرمایه گذاری ژنی فراهم می سازد.

روش های انتقال ژنی و مزایا و معایب آن:
- تزریق میکروسکوپی:
مزایا:
تزریق دقیق در جایگاه مطلوب در تخم مانند هسته.
سیتوپلاسم که اجازه برآورد کمی از ژن تزریقی را می دهد.


معایب:
زمان بر، نیاز به مهارت،ایجاد تغییر بدلیل صدمه و آسیب سوزن تزریق.

- نفوذ الکتریکی:
مزایا:
به محرک ها اجازه می دهد که به DNA خارجی وارد شده و تولید ماهی ترانس ژن می کند که روش بسیار مناسبی در برخی گونه های ماهی است که تخم های آنها برای تزریق میکروسکوپی بسیار کوچکند.

معایب:
مشکل، ارزیابی کمیت واقعی ژن بیگانه یا خارجی است که به سلول ها وارد می گردد و همچنین سبب مرگ ومیر نسبتا بالا می گردد.

- انتقال اسپرم واسط:
مزایا:
فقدان آکروزوم در اسپرم ماهی که یک میدان عمل وسیع تر را برای انتقال اسپرم واسط فراهم می آورد.

معایب:
فوائد آن بیشتر در پرندگان است اما در ماهی و پستانداران هنوز جای بررسی دارد.


اما استفاده از ترانس ژنها با انتخاب صفات مطلوب به تولید ماهی مطلوب نر و ماده کمک می کند. چینی ها سگ ماهی بزرگی مشابه موش با استفاده از تزریق میکروسکوپی ژن هورمون رشد انسانی تولید کرده اند که نشان می دهد این روش ها در صورت بکاربرده شدن در شیلات کاربرد زیادی در پرورش ماهی دارد.
اما آنچه که در اصلاح نژاد ماهی حائز اهمیت است بطور خلاصه عبارتند از:
- رشد سریع تر
- طول عمر بیشتر
- تغذیه نس

اصلاح نژاد موجودات، تولید محصولی از موجود با دست بردن در ژن ها از نظر مطلوب کردن صفات بطور دلخواه می باشد و در واقع محور اصلی اصلاح نژاد، بهگزینی است. بسیاری از DNA های هورمون رشد و دیگر ژن های پستانداران، مرغ و خود ماهی بمنظور تسریع رشد به داخل تخم های ماهی منتقل می شوند. با وجود این،نتیجه این انتقال به میزان زیادی به عملکرد درست عناصر تنظیم کننده بستگی دارد. البته این ژنها برای انتقال به هر گونه ای ممکن است مطلوب نباشند بدلیل:
1) عملکرد اختصاصی بافت غیر مطلوب
2) اثرات جانبی که منجر به مختل کردن دیگر عملکردها می شود.

تعریف ماهی ترانس ژن(اصلاح نژاد شده):
این ماهی که دارای یک یا بیشتر از یک ژن خارجی می شود. ژنهای خارجی بطور انتخابی با تزریق میکروسکوپی در داخل تخم وارد می شوند. این پروژه در علم مهندسی ژنتیک در سال 1970 و همچنین 1980 انجام گرفت. ممکن است تزریق میکروسکوپی چنین ژنهایی در داخل تخم حیوانات تولید موجودات ترانس ژن را کند. این تکنیک بعدا برای ماهی بکار برده شد و تعداد بسیار زیادی از ماهیان ترانس ژن در سال 1989 تولید گردید مثل:
الف) ماهی سالمون اقیانوس اطلس که به آن، ژن پروتیین ضد انجماد از ماهی فلاندر قطب تزریق گردیده که این کار بمنظور مقاومت در برابر دماهای پایین آب های قطب در سالمون انجام گردید بطوری که زیستگاه این سالمون می تواند تا آبهای قطبی هم کشیده شود و در نتیجه به سرما خیلی مقاوم تر شده اند.

ب) ماهیان خوراکی قزل آلا، تیلاپیا و گربه ماهی و ... که ژن هورمون رشد را از انسان، موش و دیگر پستانداران دریافت کرده اند که اصلاح نژاد بمنظور تولید گسترده این ماهیان صورت گرفت.

ج)همچنین می توان ژن مقاومت به بیماری و ژن مقاومت محیطی مثل متالوتیونین(که با فلزات سنگین باند می شود و از اثر سمی و بیماریزای آنها جلوگیری می کند) که اگر به ماهی منتقل شوند ماهی ها را در برابر فلزات سنگین حاصله از فاضلاب کارخانجات و یا نفت کش ها و ... مقاوم می کند .

اما در کل ماهی برای عمل ترانس ژنی شدن دارای مشکلاتی می باشند:
1) لایه کوریونی تخم آنها ضخیم و چند لایه است پس تزریق میکروسکوپی درآنها مشکل است و بایستی تزریق از راه دهانه میکروپیلی تخم صورت پذیرد.
2) دیگر اینکه تخم ماهی پر زرده است و ممکن است ژنها قبل از رسیدن به ژنوم هضم شوند که برای تولید انبوه مناسب نیست چون به تک تک تخم ها بایستی تزریق شود.
3) روش دیگر که نفوذ الکتریکی یا Electroporation است که تخم های لقاح یافته را داخل حمام گذاشته و با پالس های الکتریکی یک تعداد ژن وارد تخم ها می شود حسن این کار این است که انتقال ژن بطور انبوه است ولی موفقیت در آن محدودیت دارد.

ژن ها و ماهیان ترانس ژنیک(اصلاح نژاد شده):
Zhu اولین کسی بود که ژن انسولین انسانی را به تخم های ماهی کپور کاراس و سگ ماهی تزریق کرد. ژن هورمون رشد انسانی اولین ژنی بود که با موفقیت بمنظور تولید چنین موجودات ترانس ژنی استفاده گردید.
ژنهای هورمون رشد قزل آلای رنگین کمان و ماهی آزاد پس از سال 1986 در دسترس قرار گرفت که موفقیت با هورمون پستانداران فقط 50 درصد بود بنابراین نیاز فوری برای ساختن ترانس ژنی از این ماهیان وجود دارد.
تکنولوژی ماهیان ترانس ژن بمنظور افزایش میزان رشد ماهیان خوراکی و مقاومت در برابر انجماد در ماهی Zebra fish و medaka استفاده گردید.

اما در آسیا با توجه به بحران های صورت گرفته، تولید ماهی مقاوم به خشکی و بیماری نیاز ضروری و اصلی است و می بایست در این زمینه بررسی های لازم صورت گیرد.


در زیر مزایا و معایب استفاده از تخم ماهی بعنوان مدل دستکاری آمده است:
- مزایا:
لقاح خارجی و مصنوعی، امکان اختلاط تخمک و اسپرم، رسیدگی گامت ها بطور مصنوعی که امکان پذیر است. تخم ها بزرگ و گوناگون بوده و به آسانی بعد از لقاح نگاهداری شده و حداکثر تنوع را دارا بوده و توسعه جنینی سریعتری را دارا می باشند.
تخم های ماهی قابلیت تاه خوردگی کروموزوم های جنسی را دارا بوده از این رو امکان تولید صدها کلونی از یک والد فراهم می گردد.

- معایب:
در بسیاری از گونه ها هسته های زایگوت ها خیلی کوچک است و قابل مشاهده نیست از اینرو تزریق میکروسکوپی نوکلئوپلاسم در داخل هسته های اووسیت از ماهی تخمگذار و زنده زا تنها در تعدادی گونه ها ممکن می گردد. هسته های اووسیت بیشتر از 1000 بار بزرگتر از پستانداران است و پوشش کوریونی تخم خیلی محکم و مقاوم است.

دستکاری ژنی:
برای این منظور تکنیک های دستی و فیزیکی بکار می رود چنین تکنیک هائی نیاز به سوزن های ریزی با کمتر از 1/ 0 میکرومتر ضخامت و پیپت های کوچک و نیز نگهدارنده پیپت بمنظور تزریق میکروسکوپی درست نیاز است و تزریق میکروسکوپی از ژن هورمون رشد گاو و موش در تخم ماهی تیلاپیا با موفقیت انجام شده است. تخم ماهی تیلاپیا بسیار مات است و کوریون سختی دارد از این رو کار در آن حتی با سوزن خیلی کوچک مشکل است بنابراین DNA بیگانه بداخل دیسک ژرمینال از میان میکروپیل قبل از شروع تقسیم سلولی با یک دستکارنده کوچک تزریق می گردد.همچنین تزریق میکروسکوپی ژن هورمون رشد در تخم ماهیZebra fish بوسیله تزریق در داخل سیتوپلاسم قبل از اولین تقسیم با موفقیت انجام گردید.
در ماهیان کوشش های اولیه در زمینه اصلاح نژاد در گلد فیش ها و سگ ماهی ، تیلاپیا، قزل آلا و ماهی آزاد و Zebra fish صورت گرفت و این دستکاری های ژنی، افق جدیدی از آبزی پروری را در گذر زمان در تحقیقات در زمینه سرمایه گذاری ژنی فراهم می سازد.

روش های انتقال ژنی و مزایا و معایب آن:
- تزریق میکروسکوپی:
مزایا:
تزریق دقیق در جایگاه مطلوب در تخم مانند هسته.
سیتوپلاسم که اجازه برآورد کمی از ژن تزریقی را می دهد.


معایب:
زمان بر، نیاز به مهارت،ایجاد تغییر بدلیل صدمه و آسیب سوزن تزریق.

- نفوذ الکتریکی:
مزایا:
به محرک ها اجازه می دهد که به DNA خارجی وارد شده و تولید ماهی ترانس ژن می کند که روش بسیار مناسبی در برخی گونه های ماهی است که تخم های آنها برای تزریق میکروسکوپی بسیار کوچکند.

معایب:
مشکل، ارزیابی کمیت واقعی ژن بیگانه یا خارجی است که به سلول ها وارد می گردد و همچنین سبب مرگ ومیر نسبتا بالا می گردد.

- انتقال اسپرم واسط:
مزایا:
فقدان آکروزوم در اسپرم ماهی که یک میدان عمل وسیع تر را برای انتقال اسپرم واسط فراهم می آورد.

معایب:
فوائد آن بیشتر در پرندگان است اما در ماهی و پستانداران هنوز جای بررسی دارد.


اما استفاده از ترانس ژنها با انتخاب صفات مطلوب به تولید ماهی مطلوب نر و ماده کمک می کند. چینی ها سگ ماهی بزرگی مشابه موش با استفاده از تزریق میکروسکوپی ژن هورمون رشد انسانی تولید کرده اند که نشان می دهد این روش ها در صورت بکاربرده شدن در شیلات کاربرد زیادی در پرورش ماهی دارد.
اما آنچه که در اصلاح نژاد ماهی حائز اهمیت است بطور خلاصه عبارتند از:
- رشد سریع تر
- طول عمر بیشتر
- تغذیه نسبتا همه چیز خواری
- همآوری بالاتر
- سازگاری بییشتر
- با دوام تر و بسیار مقاوم به بیماری، آفت کش ها و آلاینده ها
- از دست دادن استخوان ماهی و دیگر ساختارهای نامطلوب و ....

که برای رسیدن به این صفات مطلوب از دید شیلاتی کار اصلاح نژاد انجام می گیرد

بتا همه چیز خواری
- همآوری بالاتر
- سازگاری بییشتر
- با دوام تر و بسیار مقاوم به بیماری، آفت کش ها و آلاینده ها
- از دست دادن استخوان ماهی و دیگر ساختارهای نامطلوب و ....

که برای رسیدن به این صفات مطلوب از دید شیلاتی کار اصلاح نژاد انجام می گیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 10:13  توسط رضا بادیه پیما  | 

پيشرفت هاي جديد در تكنولوژي توليد تخم و مولدسازي ميگوهاي پنه ايده

 

پرورش ميگوهاي دريايي در حال حاضر 30 % از نيازهاي جهاني را تأمين مي كند و اين محصولات در حال گسترش هستند . موفقيت هاي مزارع پرورش ميگو در آينده به افزايش امكانات و تجهيزات سلامتي و كيفيت بالاي تخم براي ذخيره سازي بستگي خواهد داشت . در بعضي از مناطق هنوز لارو ميگو از مكان هاي طبيعي براي ذخيره كردن در استخرها استفاده مي شود . با تثبيت فراهم شدن تخم و گسترش به نواحي جديد ، تكنولوژي هاي مربوط به محصولات هچري در 20 سال گذشته به تناوب بهتر شده است . در كارهاي پژوهشي در بخش دولتي و غير دولتي كارهاي پرفراز و نشيب مرتبط با كنترل بيماري و كاهش اعتماد به غذاهاي طبيعي شروع شده است . سلامتي و بهداشت بهتر ، پيشرفت پروبيوتيك ها و محرك هاي سيستم ايمني و بهبود تغذيه مصنوعي نويد بهتر شدن سلامت پست لاروها و كاهش هزينه و افزايش اعتماد به محصولات را مي دهد . به هر حال اغلب اين محصولات ناپلي هاي حاصل شده از مولدين مولدين وحشي در بند را كه از دريا جمع آوري شده اند شامل مي شود . اگر چه تكنيك هايي كه براي بلوغ و تخمريزي ميگوهاي در بند مشخص و قابل درك است ، اما هنوز يك شكاف جدي در فهم و درك اساسي از كنترل هورموني محصولات ، روند زرده سازي در ميگوهاي پنه ايده و روندهاي فيزيولوژيكي و مكانيكي مرتبط با لقاح وجود دارد . در بعضي نواحي در مقايسه با ذخاير بومي موجود از گونه هاي انتخابي ، هم اكنون برداشت عمومي در ميان مديريت هچري و پرورش دهنده از نظر كارايي ناپلي و پست لاروهاي به دست آمده از مولدين بالغ وحشي نسبت به بالغين در بند و يا حيوانات پرورش يافته در استخر بهتر و مناسب تر است . با ورود به قرن 21 ، به ذخاير ميگوهاي وحشي فشار وارد شده است و مزارع ميگو بدون منابع سنتي تخم هاي وحشي به نواحي جديد گسترش يافته است . اپيدمي هاي بيماري هاي ويروسي به دليل پخش سريع به نواحي ورودي راه يافته است كه اين به خاطر خودكفايي اين صنعت مي باشد . كارهاي پژوهشي زيادي بستن چرخه زندگي ميگو را هدف قرار داده است . هنگامي كه محدوديت ها انجام شود ، نتايج اميد بخشي از نظر پتانسيل كنترل بيماري و مقاومت در برابر بيماري گزارش شده است . بهبود سلامت و ذخاير ميگوي اصلاح ژنتيكي شده ، حاكي از اين است كه هنگامي كه ديدگاه ها در اين مورد بهبود يابد فرصت اقتصادي فوق العاده اي حاصل مي شود . اين مقاله بررسي پيشرفت هاي اخير در مولد سازي و تكنولوژي توليد تخم ميگوهاي پنه ايده با تمركز بر روي محدوديت هاي امروزي و تعريف پتانسيل هاي مهم پيشنهاد شده به وسيله به دست آوردن پيشرفت ها مي باشد . پرورش ميگوهاي دريايي در حال حاضر 30 % از نيازهاي جهاني را تأمين مي كند و اين محصولات در حال گسترش هستند . موفقيت هاي مزارع پرورش ميگو در آينده به افزايش امكانات و تجهيزات سلامتي و كيفيت بالاي تخم براي ذخيره سازي بستگي خواهد داشت . در بعضي از مناطق هنوز لارو ميگو از مكان هاي طبيعي براي ذخيره كردن در استخرها استفاده مي شود . گسترش يافتن پرورش ميگو به نواحي خارج از رنج طبيعي گونه هاي پرورشي انتخاب شده و فصلي و يا تغيير غير قابل پيش بيني در دسترس بودن پيشرفت تكنولوژي هچري ها را باعث شده است . تعداد زيادي از انواع مختلف هچري با تجهيزات اضافي تكامل يافته اند . توجه به اين كار پر فراز و نشيب وابسته به فراهم كردن ناپلي ، كنترل بيماري و نوع پرورش مي باشد . اغلب ناپلي هايي كه براي ذخيره كردن در هچري هاي ميگوهاي دريايي وجود دارند از مولدين آماده تخمريزي وحشي حاصل شده اند . اين صنعت به ذخاير وحشي وابسته است و با يك تنگنا و مسير باريك در تلاش هايي كه براي پيش بيني تجهيزات ، هزينه و كيفيت ذخاير تخم مي باشد ادامه و رواج مي يابد . ذخاير صيادي مهم در درياي Andaman و مناطق ديگر يك نشانه خوب از صيد را نسان مي دهد . هر چه تعداد ماده هاي رسيده جمع آوري شده كم شود ، گسترش نواحي پرورشي با هزينه بيشتري انجام مي شود . در تعداد زيادي از كشورها بهره برداري از تخم غيرقانوني بوده است و در نتيجه كمبود تخم در نواحي پرورشي آنها پيشرفت زيادي نكرده اند و افزايش مققرات دولتي براي صيادان اين ذخاير مي تواند قابل انتظار باشد . استفاده از تخم هاي وحشي براي ذخيره كردن واحدهاي توليدي دليلي براي عدم بلوغ اين صنعت با سيستم هاي ديگر توليد پروتئين جانوري كه گوشت گاو ، جوجه ، گوشت خوك و يا حتي آزاد ماهي نروژي را در بر مي گيرد مي باشد . در هر يك از اين صنعت ها ذخاير از نسلي به نسل ديگر نسبت به ويژگي هاي توليد مهم تجاري مشخص به دقت انتخاب شده است . انتخاب ژنتيكي و تكنيك هاي جديد ژنتيك مولكولي پيشنهادهاي مهمي را براي بهبود ذخاير ميگوي پرورشي و برنامه هاي پرورشي تعدادي ميگو اسير را پايه نهاده است . يكي از چند نگراني مهم در هچري ها و مديريت آن در سراسر جهان كنترل و ادامه روند سلامتي ذخاير مي باشد . شيوع عوامل بيماريزاي ويروسي باعث ويراني تعداد زيادي از نواحي پرورشي توليد ميگو در سراسر جهان شده است . به نظر مي رسد در آن نواحي كه شرايط پرورشي كنترل كافي نداشته باشد اين پاتوژن ها به سرعت در ميان محصولات زنده يا يخ زده توسط حشرات ف سخت پوستان ، avian و حامل هاي ديگر شيوع يافته است . اطلاعات اخير افزايش شيوع پاتوژن هاي خطرناك و مهم در جمعيت وحشي يا پرورشي را نشان مي دهد ، بيماري ويروسي لكه سفيد ( WSV ) ، بيماري سر زرد ( YHV ) و نارسايي ويروسي Taura ( TSV ) . توليد كنندگان به طور روز افزون از عوامل بيماري هاي واگيردار به وسيله ذخاير تخم آلوده شده آگاه شده اند . ويروس هاي ديگري شروع به شيوع جهاني در جمعيت هاي طبيعي كرده اند شامل مونودون باكولو ويروس ( MBV ) در پنئوس مونودون و IHNNV يا Hypodermal hematopoenatic در پنئوس وانامي . اين ويروس ها و ويروس هاي ديگر كه كشندگي كمتري دارند و عوامل ديگر در گونه هاي هدف واقع شده مي تواند يك تأثير منفي بر روي توليدات استخر داشته باشد . در جمعيت هاي مبتلا به بيماري هاي مزمن تا اندازه اي بقاي كاهش يافته  لاروها افزايش يافته و تغييرات اندازه ميگوها در هنگام برداشت كمتر شده و همه گيري ثانويه و معيوبين آنها را برجسته مي كند . پيشرفت سياست هاي مديريت در تحقيقات پايه اي بر روي افزايش توليدات جهاني را باعث شده است ، با اين وجود بيماري ، تأثيرهاي مهم بر هچري و كاهش رشد توليدات جهاني را ادامه مي دهد . توازن پارامترهاي محيطي ، سطح سطح توليد ميگوهاي پنه ايده در بند را حفظ مي كند . قطع پاي چشمي و نسبت جايگزيني پي در پي ذخاير و يك جيره غذايي از غذاهاي تازه يخ زده سطح توليد ناپلي را حفظ مي كند . در هچري ، مرگ و مير غير قابل توضيح و باكتري هاي بيماريزا پابرجايي توليدات و كيفيت تخم را تحت تأثير قرار مي دهد . اغلب سيستم ها داراي واحدهاي گران قيمت توليد جلبك مي باشد و به وسايل لازم براي توليد كيست آرتميا وابسته است . هدف اين مقاله خلاصه كردن پيشرفت هاي اخير در ذخاير ميگوهاي پنه ايده و تگنولوژي توليد تخم مي باشد كه باعث حل مشكلات زيستي مي شود .

2 – پرورش مولدين پنه ايده در بند :

تعدادي از پيشرفت ها باعث پيشرفت تكنولوژي براي بلوغ و توليد مثل ميگوهاي پنه ايده در بند شده است ( پريماورا 1985 ، بري و لاورنس 1992 ، برودي 1992 ) . به هر حال مديريت هچري ها اغلب ناپلي هاي به دست آمده از ماده هايي كه در مكان هاي طبيعي تخمريزي كرده اند را ترجيح مي دهند ( كاواهيگاشي 1992 ) . اين تفكر وجود دارد كه ماده هايي كه در محيط طبيعي به بلوغ رسيده اند در مقايسه با ذخاير بالغ در بند تعداد بيشتري ناپلي با كيفيت را توليد مي كنند . در شرايط مقايسه اي كنترل شده تحت شرايط آزمايشگاهي گرايش به كاهش هماوري به خوبي ثابت شده است ( مور و همكاران 1974 ، نورجانا و يانگ 1976 ، امرسون 1980 ، لومارا 1981 ، پريماورا 1985 ، برودي و همكاران 1987 ) . اگر چه تفاوت در كيفيت تخم در شرايط بهينه پرورشي ديده شده است . قبل از سال 1977 ، سانتياگو تعدادي تخم P.monodon كه به خوبي هچ شده و بازماندگي خوبي داشتند و از مولدين بالغ در بند كه به خوبي با ماده هاي آماده تخمريزي كه منشأ اقيانوسي داشتند مقايسه شده بودند گزارش كرد ( سانتياگو 1977 ) . مقايسه اندام هاي مشخصي از ماده هاي بالغ در بند و وحشي نشان داد كه رژيم غذايي و يا رژيم هاي محيطي استفاده شده در آن تحقيق كامل نيست ( لاورنس و همكاران 1979 ) . در يك تحقيق ديگر قابليت هچ و دگرديسي به پروتوزوآي І در تخمريزي گونه هاي ماده اي كه از طبيعت به دست آمده است با مولديني كه در اسارت تخمريزي كرده اند تفاوتي نداشته اشت ( برودي و همكاران 1987 ) . با محاسبه پتانسيل تفاوت گونه هاي خاص ، اين اطلاعات نشان مي دهد كه اگر جيره غذايي پيش مولدين ، سلامتي و شرايط مناسب در يك سيستم بلوغ حفظ شود ، كيفيت تخم ماده هاي بالغ شده در اسارت مي تواند بالاتر از پيش مولدين بالغ وحشي باشد . تفاوت در هماوري مي تواند اهميت سيستم هاي بلوغ تجاري را كاهش دهد . نتيجه وسايل و لوازم محدود و هزينه بالاي ماده هاي باردار به همراه پتانسيل مجموعه تخم هاي بارور زياد از حيوانات در بند افزايش اعتماذ به ناپلي هاي توليد شده در سيستم هاي بلوغ مي باشد . اگر يافته هاي ما از فيزيولوژي توليد مثل و شناسايي هورمون هاي داخلي سخت پوستان پيشرفت كند ، همراه با بهبود جيره غذايي  و تكنولوژي هاي بلوغ ، كاهش اعتماد به ذخاير وحشي ادامه مي يابد . نسل هاي متوالي پرورش داده شده گونه هاي پنه ايده ( AQUACOP 1975، 1977 ، 1979 ، 1983 ، لائوبير- بونيجان 1975 ، بيرد و همكاران 1977 ، لومار و همكاران 1981 ، برون و همكاران 1984 ، برودي و ساموچا 1985 ، برودي و همكاران 1986 ، اتوگالي و همكاران 1988 ) و پيش مولدين P1 بر حسب استفاده در تسهيل بلوغ تجاري استفاده مي شوند ( سيمون و كاواهيگاشي 1992 ) . مقالات ، يك كاهش هماوري در مولدين استخرهاي پرورشي را نشان مي دهد ( برودي و ساموچا 1985 ، پريماورا و پوساراش 1981 ، مناسوتا و همكاران 1993 ) . گزارش شده كه P.monodon وحشي صيد شده تخمريزي و هماوري بيشتري نسبت به مولدين استخرهاي پرورشي نشان داده است ( مناسوتا و همكاران 1989 و 1993 ) . برودي و همكاران ( 1986 ) يك مقايسه كنترل شده بين مولدين وحشي بالغ شده در اسارت را با مولدين استخرهاي پرورشي انجام داد . اگر چه تفاوت زياد نبود اما يك كاهش مهم در اندازه تخم مشاهده شد ، در مجموع پتانسيل توليد مثلي نسل اول از مولدين در بند متفاوت نبودند از ماده هاي به دست آمده از دريا و ترغيب شده به بلوغ و تخمريزي در اسارت . مناسوتا و همكاران ( 1983 ) كيفيت تخم هاي P.monodon استخرهاي پرورشي و وحشي مقايسه و گزارش كرد . در يك مقايسه از مولدين جمع آوري شده از آب هاي كم عمق خليج تايلند با مولديني كه پرورشي بودند ، تفاوتي ميان آنها از نظر كيفيت و كميت تخم ها و لاروها ديده نشد ( مناسوتا و همكاران 1994 ) . مؤلف پيشنهاد كرد كه مولدين آب هاي عميق درياي Andaman كارايي بهتري را مي تواند نشان دهد . در يك بررسي از توليد كنندگان تجاري در نيمكره غربي مشكلات مولدين پرورشي گزارش شد كه شامل آسيب به اسپرماتوفور ، نارسايي نرها ، توليد مثل پايين مرتبط با اندازه كوچك ذخاير ، هماوري پايين و زمان راه اندازي طولاني ، به عبارت ديگر سايز كوچك در هنگام بلوغ ، توليد مداوم زياد و يك زندگي توليد مثلي طولاني ( كاواهيگاشي 1992 ) . تفاوت در شرايط پرورشي مولدين مي تواند نقش مهمي را در كارايي توليد مثلي بعدي بازي كند كه شايد بعضي از اينها در اين مقاله آشكار شده باشد . تكنيك هايي كه براي توليد مولدين پرورشي پيشنهاد شده اند ، بر پايه نگهداري مناسب شرايط براي افزايش رشد سريع و حفظ كردن سلامت ذخاير و نيرومندي ( AQUACOP 1982 ، ويبان و سوئيني 1991 ، مك گورن- هاپكينس و همكاران 1994 ) مي باشد . با اجراي قوانين مؤثر پرورش در استخر و سيستم هاي بلوغ كارايي فوق العاده به طور يكنواخت در مولدين پرورشي در بند Litopenaeus vannamei و P.stylirostris به دست مي آيد . يكي از مهمترين تلاش هاي اثبات شده ، برنامه تخم كشي انجام شده به وسيله اعضاي انستيتو برنامه پرورشي ميگوي دريايي ايالات متحده ( USMSFO ) كه انستيتو اقيانوسي ، دانشگاه آريزونا ، مركز Weddel maricultur ، دانشگاه M وA تگزاس ، آزمايشگاه تحقيقاتي سواحل خليج و دانشگاه Tuffs را شامل مي شود ، نشان مي دهد ( ويبان و همكاران 1992 ، پرودر و همكاران 1995 ) . اهداف اين برنامه پرورشي شامل كنترل بيماري ، حفظ تنوع ژنتيكي و انتخاب براي بهبود درمتن هاي تجاري مي باشد . پژوهش و تلاش هاي پيشرفتي به وسيله گروه AQUACOP در مركز IFREMER در تاهيتي و نيوكالدونيا نژادهاي حفظ شده P.stylirostris ، Litopenaeus vannamei و P.indicus  براي بيشتر از 20 نسل در اسارت و سلامت P.monodon كشت شده نسل هفتم به هشتم را نشان داد . ذخاير در بند P.stylirostris يك پايه و اساس براي پيشرفت كوچك اما مهم صنعت تجاري در نيوكالدينو را شكل داده است . هدف برنامه هاي توسعه مولدين IFREMER توليد ذخاير مقاوم به عوامل بيماريزاي محلي و سازگاري مناسب براي پرورش تحت شرايط محلي ( ميشل 1998 ) براي پرورش در محيطي كه در آنجا پرورش داده مي شوند ، مي باشد . يك استراتژي مشابه به وسيله گروه Venezuelan دنبال شده است كه شامل استفاده در سطح محلي مولدين دوباره توليد شده در ادغام عمودي فعاليت تجاري مي باشد . بار ديگر چندين نسل توليد شده در اسارت با نتيجه خوب توليد شدند ( كليفورد ، اطلاعات شخصي ) . هر يك از اين برنامه ها در نواحي كه گونه هاي پرورشي انتخابي بومي نبودند ، پيشرفت كرده است . اصلاح ژنتيك و كنترل بيماري مناسب مرتبط با بهبود تلاش هاي انجام شده در مورد اين ذخاير چشم انداز تحقق گسترش جهاني را بهبود بخشيده است .

3- اصلاح ژنتيكي :

يك قسمت باقي مانده مهم يادگيري وراثت پايه در ميگوهاي پنه ايده و پتانسيل ها براي دستكاري ها و اصلاح ژنتيكي مي باشد . ( براي مرور بيشتر : جدرم 1991 ، لستر و پانته 1992 ، جدرم و فيملند 1995 ) . به هر حال ، هماوري بالا ، زمان نسل كوتاه و اختلالات طبيعي در جمعيت وحشي ، يك ايده فوق العاده را براي انتخاب ژنتيكي ميگو پيشنهاد مي كند . در جريان تحقيق روي اهميت اختلالات ژنتيكي در در ويژگي اقتصادي به خوبي ارزيابي ؟ ، هتروسيس و تداخل ژنتيك محيطي ، چشم انداز و پيش بيني براي طراححي برنامه هاي پرورشي كارامد را بهبود مي بخشد ( جدرم و فيملند 1995 ) . اگر ؟ يك خصلت داده شده زياد شود ، بهبود ژنتيكي مهم مي تواند در هر نسل قابل انتظار باشد . اين بهبودها به نسل بعدي منتقل خواهد شد . اگر كار پرورشي و تخم كشي ادامه يابد ، تأثيرات اضافه خواهد شد . رشد ديده شده ؟ در ميگو و ميگوهاي آب شيرين همراه با ارزيابي ؟ از 1/0 تا 35/0 تغيير كند ( مالكا و همكاران 1990 ، لستر و لامون 1990 ، ويبان 1992 ، جدرم و فيملند 1995 ، بنزي 1995 ) . برنامه پرورشي USMSFP طراحي شده تا اطلاعات پايه اي زياد روي ؟ ، پتانسيل ؟ و تقابل ژنتيك محيطي را فراهم كند . نتايج ابتدايي اخير يك براورد ؟ اميدواركننده از ؟؟ را براي تغيير ژنتيكي در رشد و بازماندگي پيشنهاد مي كند ( كار و همكاران 1996 ) . گروه AQUACOP دو نسل نيوكالدونيان و تاهيتيان را از جمعيت P.stylhrostris اصلي كه هر كدام يك پايه را براي برنامه پرورشي شروع شده در سال 1992 را شكل مي دهد ، جداسازي كرد . ويژگي هايي مثل رشد ، هماوري ، FCR ، ريخت شناسي و مقاومت در برابر بيماري و پاسخ به استرس هاي محيطي در نظر گرفته شده بود . تست هاي ژنتيكي تفاوت بين ذخاير را نشان مي دهد اما به طرزي متغير بين جنس ها محدود شده است . تنوع ژنتيكي از جمعيت يافت شده در اجتناب از تأثيرات يافت شده مهم است . لستر و پانته ( 1992 ) يك مرور كامل از مطالعات انجام شده بر روي تجزيه و تحليل هاي ريخت شناسي و بيوشيميايي تغيير جنس پنئوس را فراهم كرد . آناليز تغيير ؟ ، تغيير كم و تفاوت كم ميان جمعيت طبيعي در آن سوي محدوده جغرافيايي گونه ها را پيشنهاد كرد . تفاوت ميان نژادهاي P.stylirostris در عملكرد پرورشي ( لستر و پانته ) منعكس شده است و همچنين تفاوت جغرافيايي جمعيت P.monodon ( بنيزي 1995 ، دائود و همكاران 1996 ) . اگر چه بيشتر ويژگي هاي ؟ نمي تواند تفاوت هاي ژنتيكي را آشكار كند ، اما مي تواند تفاوت در كاهش ويژگي هاي سنتي از اهميت اقتصادي مهم باشد . بنابراين دخالت آلل هاي مطلوب در برنامه هاي توليد مثلي در يك مجموعه يافت شده   بزرگ بيشتر از يك محدوده جغرافيايي وسيع مي تواند مهم باشد . در يك برنامه توليد مثلي USMSFP در انستيتو اقيانوسي ، يك تركيب از استراتژي انتخاب فردي و خانوادگي محقق شد ( جدرم و فيملند 1995 ) . انتخاب فردي ساده ، مؤثر و ابزار قوي بنيان شده براي يك ويژگي روي انتخاب بهترين فرد است و مي تواند به طور ويژه براي ويژگي ها همراه با يك ؟ پايين مفيد باشد . انتخاب فردي معمولأ براي خصلت هايي مثل نرخ رشد محدود شده است و نمي تواند براي همه و يا يك ويژگي مثل بقا يا كيفيت لاشه استفاده شود . انتخاب خانوادگي استفاده از سيستم هاي ضميمه اي كه سوابق شجره نامه را تحقق مي بخشدد را شامل مي شود . تعداد زيادي از دورگه ها براي هر نسل توليد شده اند . يك قسمت از نتيجه كوهورت از هر نسل مي تواند براي هر ويژگي كه كيفيت لاشه يا مقاومت نسبت به پاتوژن هاي ويروسي باشد را در بر مي گيرد . يكي از مهمترين نسل كشي ها ، افراد مقاوم به پاتوژن هاي ويروسي را براي توليد مثل بعدي باقي مي گذارد . به حداقل رساندن خويش آميزي و افزايش پتانسيل براي بهبود ژنتيكي ، تعداد خانواده ها در هر نسل را به حداقل رسانده است ، صرفه نظراز اين فقدان تغيير ژنتيكي نتيجه خواهد شد . در پنه ايده ها فقدان تغيير ژنتيكي به طرزي قوي ارتباطي با درصد هچ داشته است ( اسپاردوني و همكاران 1986 ) . تعداد زيادي از ويژگي ها مي تواند براي يك برنامه توليد مثلي در نظر گرفته شود كه كارايي توليد مثلي ، مقاومت در برابر بيماري ، رشد و بقا و فاكتورهاي برداشت مثل تنوع سايز و FCR  را در بر مي گيرد . اگر چه هماوري بالاي ميگوهاي پنه ايده آينده موفقيت توليد مثلي را بهبود مي بخشد ، اما خطر خويش آميزي و انتخاب غير ارادي افزايش يافته است ( اسپاردوني و همكاران 1986 ) . كارايي بلوغ گوناگون تحت شرايط مشابه در هر دو تحقيق و سيتم هايي با مقياس تجاري گزارش شده است ( مك گرون 1988 ، اوياما و همكاران 1989 ) . درصد خيلي كمي از ماده هاي ذخيره شده در سيستم هاي بلوغ درصد مهمي از ناپلي ها را توليد كرد . برخي از مدارك نشان مي دهد كه خيلي از تفاوت هاي فردي ژنتيكي هستند و از نسلي به نسل ديگر به ارث رسيده اند . غالبأ افراد بارور شده در يك سيتم بلوغ در اسارت خارج از كنترل هاي انتخابي بوده اند ( ويبان و سوئيني 1992 ) . در يك برنامه توليد مثلي ، افرادي كه غالبأ تأثير پذير از بلوغ در اسارت بودند نتايج خوبي در همه تخم كشي ها نشان دادند . بنابراين بدون توجه به معيار استفاده شده براي برنامه انتخابي ، پتانسيل انتخاب براي كارايي توليد مثلي در طول هر نسل حضور خواهد داشت . عوامل انتخابي همدست با سيستم هاي پرورشي بايد به دقت كنترل شوند تا از تنزل كيفيت ذخاير يا انتخاب غير ارادي براي خصوصيات منفي جلوگيري كند . احتمالأ بهبود ژنتيكي به طور زياد بر پايه هماوري بالاي آنها پايه ريزي شده است . يك تأثير اضافي تنوع ژنتيكي براي رشد بر روي فاصله نسلي كوتاه و مدرك مقدماتي نشان مي دهد . بهبود ژنتيكي در هر نسل در ماهي از 10 تا 20 درصد به دست آمده است ( جدرم و فيملند 1995 ) . ارزش اقتصادي اين بهبود براي صنعت پرورش ميگو بي نهايت زياد است . پرورش دهنده سود خواهد برد و جايگزيني لوازم بهبود ژنتيكي ذخاير تخم بيشتر از گروه هايي كه شروع به دوره هاي طولاني مدت سرمايه گذاري براي پيشرفت برنامه هاي توليد مثلي ميگوهاي پنه ايده پيشنهاد فوق العاده ايست كه بايد كاملأ عملي شوند .

4- كنترل بيماري :

استفاده از تخم ذخاير در بند مزيت هاي زيادي از تكنولوژي هاي جديد و پيشرفته را نشان مي دهد . يكي از بزرگ ترين ناراحتي ها مواجه شدن صنعت پرورش ميگوي جهاني با اپيدمي هاي بيماري هاي ويروسي كه به ظهور ادامه دادند و به سرعت به تمام نواحي پخش شدند مي باشد . پيش درماني در زمان عفونت هاي ويروسي مؤثر نيست و مقابله بستگي به سلامت ذخاير و پيشگيري دارد . پرورش دهندگان اگر بخواهند به طور مناسبپيشرفت كنند مطمئن مي شوند كه آنها بيماري فاجعه آميزي را از ميان تخم هاي آلوده عرضه نكرده اند . پرورش دهندگان بايد به سيستم دفاعي طبيعي حيوانات براي كاهش تأثير بيماري تكيه كنند . تخم كشي در اسارت برابر افزايش مقاومت در برابر بيماري پيشنهاد مي شود . كنترل بيماري پايه و اساس تلاش هاي توليد مثل در اسارت USMFP از سال 1989 است ( ويبان 1992 ) . بر پايه آزمايش سال 1979 كاهش ريسك هاي نا مطلوب به وجود آمده از معرفي گونه هاي دريايي غير ذاتي از انجمن بين المللي مطالعات دريايي ( سيندرمن 1989 و 1992 ) سيستم هاي قرنطينه اوليه و ثانويه پيشرفت جمعيت يافت شده كه هر كدام خالي از پاتوژن هاي ويژه اند را ثابت مي كند ( لوتر 1992 ) سيستم هاي قرنطينه اوليه با پست لاروهاي جمع آوري شده از ذخاير غير آلوده يا پيش مولدين يا تخم هاي خارج شده از جوامع آلوده ذخيره شده اند . پست لاروها به راحتي حمل شدند و تمايل زيادي براي كشف آسان در ميگوي مشابه و افراد بيشتري كه مي تواند به نحو بيشتري از نظر بيماري جدا شده باشند ، مي باشد . به هر حال شانس استخراج گروه بزرگي از پست لاروهاي سالم هنگامي كه از يك ناحيه آلوده جمع آوري شوند كم مي باشد . بنابراين استراتژي بيرون كشيدن ذخيره پاك از جوامع آلوده با تكيه به مجموعه مولدين يا تخم هاي انفرادي مي باشد . سيستم هاي قرنطينه اوليه يك محيط كه در آنآلودگي پايين است رافراهم مي كند . در زير محدوديت هاي پي بردن ، استفاده كردن ازروش هاي تشخيص بيماري هاي رايج ، مي تواند در يك جمعيت كانديد اغراق باشد . عواملي كه در طرح ريزي يك پايگاه قرنطينه بايد تشخيص داده شوند شامل محدود كردن ورود و ضدعفوني ورودي و خروجي ، ضدعفوني شخصي در ورودي و تخليه آب ، ضدعفوني تجهيزات اضافي ، جيره و كنترل تركيب غذا ، كنترل و تفكيك جمعيت هاي قرنطينه شده ، و استفاده از حيوانات محافظ كه سالم هستند مي باشد . سطح اطمينان از جوامعي كه عاري از پاتوژن هاي ويژه هستند بستگي به تعداد حيوانات چك شده ، حساسيت تست هاي تشخيص ، تعداد تست هاي انجام شده و طول دوره قرنطينه دارد . يك جمعيت كانديد براي آزمايش هاي حساس تشخيص بيماري تكرار شونده نگهداري شده ، ميگو به طرف سيستم قرنطينه دوم حركت داده شده كه در آنجا بالغ شده و تخمريزي ميكند . حيوانات عرضه شده به برنامه هاي توليد مثلي فقط بعد از نسل F1 تأييد شده از نظر پاتوژن هاي ويژه هستند . پروژه تحقيقاتي توليد مثلي SFP  شامل يك سيستم توليد شده براي سلامت مولدين و تخم است ( ويبان 1992 ) . اطلاعات براي طرح هاي عقلاني و فعاليت هاي دستي براي تخم كشي ، تكثير و واحدهاي توليد توده گسترش يافته است . استراتژي هايي كه براي اطمينان از سلامت بيماري در هر مرحله از توليد وجود دارد طرح ها را در بر گرفته است . زيرا نژاد اصلاح شده پيشرفت كرده است و در آن استعداد توليد مثلي حفظ شده است ، اين براي امكان ؟ مصونيت كه از ورود اغلب پاتوژن ها جلوگيري مي كند مي باشد . توانايي توليد مثلي بايد طرح ريزي شده باشد تا در تمام سال تحت شرايط مشابه با مزرعه مورد نظر نتيجه دهد . استعدادها بايد آزمايش كردن تعداد زيادي از خانواده ها را تأمين كند . وسايلي طرح ريزي شده تا شرايط بهينه براي توليد مولدين تحت ؟ كامل را مهيا كند تا مولدين را از پست لاروهاي فراهم شده از مراكز تخم كشي فراهم كند . اين توانايي هاي قابل آزمايش با آزمايش هاي دقيق از نظر بيماري باشند و برنامه ريزي جامع عرضه براي دور نگه داشتن از ورود پاتوژن ها بايد وجود داشته باشد . بر مبناي ؟ ، ليست توانايي هاي جدا شده مي تواند فرق داشته باشد ( لوتز و همكاران 1995 ) . ميگو در مسير از مركز تخم كشي به مراكز تكثير حركت مي كند سپس توليد تخم براي حفظ كردن كيفيت بالا در هر سطح و اطمينان از كنترل بيماري . نتايج توليد همراه با ذخاير با سلامت بالاي USMFP عالي و درجه يك در نواحي عاري از عفونت با اغلب پاتوژن هاي ويروسي مهم مي باشد . گزارش هايي از صنعت ايالات متحده تأييد مي كند كه پيشرفت كارايي توليد مثلي ، رشد ، بازماندگي ، تنوع سايز و FCR كاهش يافته است ( كارپنتر و بروك 1992 ، جاميك و همكاران 1992 ) . توسعه ذخاير با سلامت بالا نقش مهمي را در دوبرابر شدن اخير توليد كشت ميگوي ايالات متحده و در بهبود دورنما و ديدگاه براي بهره وري و توسعه در آينده داشته است . تقريبأ ذخاير كنوني مزارع ايالات متحده داراي استخرهايي با پست لاروهاي با سلامت بالاي تقسيم شده از ذخاير عاري از پاتوژن هاي ويژه مي باشد . مضافأ اين كه نياز بين المللي براي سلامت بالاي ناپلي ، پست لارو و ذخاير افزايش يافته است و اين ذخاير هم اكنون با يك مبلغ اضافي بالاتر فروخته مي شود ( ويبان 1996 ) . محدوديت ذخاير در مراحل متداول برنامه تخم كشي بدتر و ناقص تر از ديگر ذخاير است . هنگامي كه دچار پاتوژن هاي مرگبار مثل TSV ، WSV يا YHV شود ( برودر و همكاران 1995 و 1996 ) . در غياب اين پاتوژن هاي ويروسي ، ذخاير به طور زيادي قابل كنترل هستند تا تقويت شوند . افزايش تراكم ذخيره سازي ، در بهتر شدن نرخ توليد در بعضي نواحي نقش دارد ، به هر حال ، اين ها همچنين مي تواند ميزان مرگ و مير را در هر يك از بيماري هاي همه گير بيشتر كند . در طول سال 1995 ، صنعت پرورش ميگو در سواحل تگزاس خيلي خوب و كامل بوده است ، اما به وسيله همه گيري TSV كه به سرعت در ميان ذخاير با سلامت بالا پخش شد و آنها را نابود كرد . يك فعاليت انتخابي مداوم اساسي براي آزمايش تعداد زيادي از دورگه ها با هر پاتوژن و سپس دورگه هاي انتخاب شده با بهترين بقا اجرا شد . دو رگه هاي پرورش يافته در محيط آلوده از نظر رشد و بقا و برداشت ارزيابي شدند . با پذيرش اين كه مقاومت در برابر بيماري يك مشخصه ؟ است كارايي ذخاير تخم   USMSFP

در محيط هاي  آلوده به تخم هاي غير انتخابي اولويت خواهد داشت . در مقابل پرورش دهندگان اميد دارند تا با ذخاير سالم شروع كنند ، موانع ثابت از عفونت جلوگيري مي كند ، آنها نظارت حفاظت و نشان دادن رژيم ها ، برنامه هاي تثبيت شده به مشكلات بيماري و كنترل ثانويه عفونت ها را انجام داده ( احتمالأ خيلي مهمند ) و ارتقاي سلامت كل جوامع در ميان پرورش يافته ها بهبود يافته است . برنامه توليد مثلي AQUACOP بر تلاش هايي كه بر روي P.stylirostris انجام مي شود تمركز يافته است ، گونه اي كه به ويروس IHHN خيلي حساس است ( بل و لايتنر 1986 ) . در اين برنامه مقاومت ميگوهاي بي حفاظ نسبت به عوامل بيماريزا در اسارت بهبود يافته است ، هنگامي كه با غيرانتخابي هاي جداشده از نظر بقا و توليد مثل مقايسه شدند ( ميشل 1998 ، وپر و همكاران 1992) . اگر چه ذخيره مي تواند يك ناقل نهفته از عامل واسط باشد كه افزايش نگراني از انتقال ذخاير به نواحي كه هنوز تأثير نپذيرفته اند را باعث شده است ، نتايج جديد نشان مي دهد كه ميزان مرگ و مير مي تواند در نواحي كه هر كدام از اين عوامل در آن همه گير است كاهش يابد . بنابراين استراتژي IFREMER براي پرورش چند نسل در محيطي كه در آنها كشت شده اند مي توان تخم با توان مقاومت به پاتوژن هاي محلي ظاهر شده را توليد كند و براي پرورش در شرايط محلي مناسب باشد ، برنامه توليد مثلي تجاري ونزوئلا نشان مي دهد كه تأثيرات IHHN روي P.stylirostris و L.vannamei در تعدادي از نسل هاي در بند كاهش يافته است ( كليفورد ، اطلاعات شخصي )‌ . در نبود ذخاير بومي اين گونه ها ، ونزوئلا كاملأ وابسته شد به مولدين وارداتي و يا پست لارو بدون برنامه اسارت مولدين . اين ناحيه باقي مانده است يكي از چند قسمت از آمريكاي لاتين كه از همه گيري TSV تأثير نپذيرفته است ، به احتمال قوي به اين دليل در اين قسمت نياز براي ذخاير تخم وارداتي كاهش يافته است .

5- بلوغ و سيستم هاي تخمريزي :

چندين بررسي جامع از بلوغ و تكنولوژي هاي سيستم هاي تخمريزي پس از گذشت چندين سال منتشر شده است ( ويبان و سوئيني 1991 ، بري و لاورنس 1992 ، برودي 1992 ، رابرتسون و همكاران 1993 ، يانو 1993 ) . اصول بنيادي در تكميل يك سيستم بلوغ موفق شامل يك تانكر با اندازه مناسب ، مبادله مناسب آب با كيفيت اقيانوسي ، سيستم هاي چرخش مناسب ( ‌اگر لازم باشد ) ، شرايط محيطي ثابت ، كاهش يا شرايط نوري كنترل شده ، سايز مناسب و تخم مناسب پيش مولدين مي باشد . به هر حال سلامتي و شرايط بايد قبل از ذخيره كردن كاملأ ارزيابي شود . تيم مديريت بايد به دقت انتخاب شود تا يك مراقبت مناسب و دائمي را براي ميگو فراهم كند . برنامه هاي زمان بندي شده غذا و تغذيه بايد خيلي دقيق باشند . بهداشت مناسب بايد در همه مراحل توليد ناپلي كنترل و تأكيد شوند . جابجايي بايد حداقل باشد و هنگامي كه جابجايي ضروري باشد بايد با دقت انجام شود . چند تكنيك موفق براي قطع پاي چشمي در ماده هايي كه در مراحل مياني پوست اندازي اند با توجه به بازده مي تواند انجام شود . سطح جمع آوري توليد بايد كنترل شده باشد و جابجايي بايد در افراد غير توليد مثلي يا هنگام تجديد دوره اي ذخاير باشد . جيره هاي مطمئن اكنون داراي يك مخلوط از ارگانيزم هاي دريايي يخ زده و تازه هستند . براي بيشتر شدن تعداد ناپلي هاي توليد شده در هر تخمريزي طرح مناسب تانك هاي تخمريزي و كيفيت آب و بهداشت مهم هستند . همه اين عوامل به طور عمقي در اين مقاله مطرح شده است . اگر چه هر يك از اين عوامل به نوبه خود مهمند ، تأثيرات ناهنجار مي تئاند به طور شگفت انگيزي بر روي توليد ناپلي تأثير بگذارند ، تلاش هاي سختي براي تنطيم مناسب سيستم هاي توليد براي كارايي مناسب از كونه هاي گوناگون مورد نظر انجام شده است . پژوهش هاي بنياديني بر روي نيازهاي تغذيه اي براي توليد مثل دوباره در ميگوهاي پنه ايده دوره و مرور شده است ( هاريسون 1990 ) . از آن موقع به بعد ، پژوهش ها و مطالعات انستيتو اقيانوسي اهميت رنگدانه ها را در جيره غذايي پيشنهاد مي كند ( ويبان 1992 ) . فقدان رنگدانه در تخمدان هاي پيشرفت كرده اكثر اوقات مرتبط با كاهش بقا در مرحله ІІZ مرتبط است . مضافأ اين كه آستاگزانتين ، به وسيله خيس دادن اسكوئيد در پاپريكا جايگزين شده است . جيره هاي بلوغ L.vannamei بر پلي كت هاي دريايي تكيه دارد . مطالعات اخير پيشنهاد مي كند كه اين كرم هاي خوني مي تواند به وسيله ميگوهاي آب شور بالغ يا آرتميا جايگزين يا تكميل شوند ( نائسنس و همكاران 1997 ) . به علاوه براي كاهش يافتن هزينه غذا ، استفاده از آرتميا فرصت مناسبي را براي غني سازي با اجزايي را پيشنهاد مي كند كه هر كدام مي تواند كارايي توليد مثلي و كيفيت ناپلي ها را بهبود بخشد . جيره هاي خشك و نيمه مرطوب در بخش خصوصي هنوز در حال پيشرفت است . تعداد زيادي از مديران سيستم هاي بلوغ به فراهم كردن غذاهاي تازه يخ زده همراه با جيره هاي بلوغ مصنوعي با كيفيت بالا توجه دارند تا به مواد غذايي ضروري اضافه كنند . پژوهش هاي اساسي بر روي فيزيولوژي و شناسايي هورمون هاي داخلي توليد مثل ميگوهاي پنه ايده ادامه يافته تا يافته هاي ما در پروسه هاي بحراني به طور آهسته افزايش يابد . اغلب پژوهش هاي انجام شده بر روي تأثير متقابل تخم – اسپرم در Sicyonia ingentis ( كلارك و كريفين 1993 ) مي باشد و برخي تكنولوژي ها شروع به استفاده از مطالعات انجام شده بر روي گونه هاي پنئوس كردند ( پراتومچات و همكاران 1993 ، وانگ و همكاران 1995 ) . كار بر روي روند وتيلوژنز ، بر روي مولكول پروتئيني زرده ، تكنيك هايي براي اين جداسازي و تصفيه و محل ساختن متمركز شده است . نتايج گزارش شده در مطبوعات نقش نسبي بافت هاي چربي ، هپاتوپانكراس و بافت هاي تخمدان به سنتز وتيلوژنين و ذخيره سازي در ميان سخت پوستان را پيشنهاد مي كند ( مرور شده به وسيله برودي 1992 ) . در پنه ايده ها ، تخمدان يك نقش مهم در سنتز پروتئين زرده همراه با سنتزهاي ديگر و ذخيره سازي آغازگر در هپاتوپانكراس بازي مي كند ( يانو و وچينزي 1987 ، كواكن بوش 1989 ، برودي و همكاران 1990 ) . تعدادي از عواملي كه هر كدام در كنترل هورموني توليد مثل نقش دارند شناخته شده اند ( برودي 1992 ، يانو 1992 ) مطالعات هورمون هاي بازدارنده گنادي همراه با يك نگاه به سنتز يك همتراز كه مي تواند پاسخ ها را متوقف كند و تأثيرات بازدارنده را كمتر كند ادامه يافته است . پژوهش بر روي جداسازي و شناسايي موادي كه هر كدام مي تواند توليد مثل را تحريك كند و وابستگي به قطع پاي چشمي را كم كند انجام مي شود . با در نظر گرفتن اين كه آنها ناقلان عصبي هستند ( كولكارني و همكاران 1991 ، ريچاردسون و همكاران 1991 ) ، از مغز و ؟ سينه اي خارج مي شوند ( يانو 1992 و 1993 ) و مشابه هورمون هاي جواني ( لوفر و همكاران 1987 ، توكيمورا و كامموتو 1991 ، لوفر 1992 ) و هورمون هاي توليد مثلي مهره داران هستند ( بررسي شده به وسيله لوفر 1992 ) .

 6- سيستم هاي پرورش لاروي  :

تكنولوژي پيشرفته هچري ميگو به وسيله كنترل هاي زياد وآب تميز زياد( اسميت و همكاران  1993) متمايز مي شود وپرورش كم تراكم ژاپني يا تايلندي هنوز سيستمهاي پرورشي آسياست .( ليائو 1985، ليائو وهمكاران1993) . در سيستم هاي كنترل كننده كيفيت آب به تصفيه آب دقيق ،كنترل خروجي وميزان زياد جابه جايي آب بستگي دارد . در سيستم هاي پرورش عمومي ، تاكيد بر روي حفظ يك شكوفايي اكوسيستم در تاكنها در روندهاي ميكرو بيولوژيكي نگهدارنده كيفيت آب مي باشد .

تعويض اطلاعات فني تخصصي پرسنل ميان شرق وغرب بهبود يافته است . هماوري بالا و لاروهاي حساس P.monodon مناسب و سازگار با تكنولوژي پرورشي كم تراكم بودند در حالي كه L.vannamei مي تواند بخوبي اين كار را در رژيم هاي خيلي متراكم انجام دهد . به هر حال هچري هاي جديد طوري طراحي شده است تا بهترين تكنولوژي موجود كه چشم انداز موفقيت آينده را شامل مي شود وارد كند .گستر ش پرورش ميگو در بعضي از كشور هاي آسيايي به وسيله پيشرفت وتجهيز تعداد بسياري از هچري هاي      كوچك سالهاي گذشته تسهيل شده است . پيشرفت موفق اين نسبت ساده سيستم هاي پرورش كم هزينه و فرستادن تكنولوژي با متن هاي غير پيچيده و رشته هاي آموزشي مناسب مرتبط در ازدياد اين سيستم ها در سراسر آسيا نقش داشته است . ( مگان 1991 ) سطح تكنولوژي وسرمايه گذاري اوليه در اين هچري ها  پايين است .آنها اغلب خانواده هاي مرسوم شده هستند ومي توانند تا وقتي كه سطح توليد پايين باشد سودآور باشند . هچري هاي سال هاي اخير به يك يا دومدير متخصص نياز داشتند كه در غياب آنها توليد مناسب كم بوده است . سايز كوچك ونسبت غير پي درپي توليد هچري هاي  سال هاي اخير موجب ظهور دلال هايي شد كه آنها تعدادي از پست لاروها را از هچري هاي كوچك مي خريدند وتازمان پيداشدن مشتري از آنها نگهداري مي كردند .كيفيت تخم هاي تركيب شده دلال هاي كم اعتماد مي تواند براي ارزيابي ونتيجه توليد مشكل ايجاد كند . همه سيستم هاي پرورش لاروي ميگوهاي پنه ايده به وسيله مشكلاتي كه ناشي از ارگانيسم هاي بيماريزاست به ستوه آمده است . در سيستم هاي تميز كننده آب ، ميزان زياد تعويض آب جمعيت باكتريايي را كه بي ثبات كننده ساختمان عفوني ميكروبي وايجاد كننده موقعيت مناسب براي نسل هاي پاتوژن هاي باكتريايي هستند را سيفون مي كند . موفقيت يك سيستم پرورش عمومي به پيگيري جدي و مهارت تكنيكي اعضاي آن در توازن دقيق ظرفيت سيستم بستگي دارد . با زياد شدن نياز به پرورش لارو، افزايش يافتن پيشرفت هچري ، افزايش تراكم ذخيره سازي ، افزايش دماي پرورش وفاكتورهاي ديگر منجر به افزايش مشكلات در حفظ توازن جوامع باكتريايي شده است . استريليزاسيون آب ورودي همه باكتري ها را از بين مي برد و پاتوژنهاي به هر نسبت كه باشد يا اين كه اولين نسل را كه شروع به كلوني كردن مي كند از بين مي برد . دراغلب موارد آنتي بيوتيك ها براي درمان انتخابي نتيجه منفي داده است . آنتي بيوتيك ها هر دو نسل مفيد و بيماريزا را از بين مي برد و باعث پخش شدن نسل مقاوم آنها مي شود وپتانسيل هاي سلامت عمومي هچري را به خطر مي اندازد . اگر آنتي بيوتيك ها به موقع استفاده شود شرايط مناسب در سيستم به وجود آمده وشرايط آن بهبود مي يابد . البته با توجه به جزئيات و دفعات  ؟ .يكي از تكنولوژي ها ي مهم در پاسخ به اين مشكل پروبيوتيك ها هستند . باكتر يهاي مفيد مي توانند غذاي لارو را به وسيله مواد غذايي ضروري بيشتر كند ، دستگاه گوارش را به وسيله آنزيم هاي ضروري بهبود بخشد و با دخالت مستقيم در جذب مواد ارگانيكي حل شده و با توليد ذراتي مي تواند از رشد پاتوژن هاي فرصت طلب جلوگيري كنند .(گاريگوئر وآروالو1995) در اكوادور در تانك هاي پرورش آزمايش كننده بيماري Vibrio alginooliticus كاهش و v.parahemolyticus افزايش يافت .( گريفيت1995 ) . آزمايش روي نسل هاي جداشده بيماريزاي V.para hemolyticus  و نسبت پاسخ بي خطر به Vibrio alginooliticus تصديق كرد . سيستمي براي جداسازي معمولي ، پرورش كپه اي و واكسينه كردن تانك هاي لاروي نسل هاي بي خطر پيشرفت كرد . ( گاريكوئيس و آروالو 1995،كرائوس و همكاران 1996) .

از زمان شروع استفاده از پرو بيوتيك ها در سال 1992، زمان از كار افتادن هچري از 7روز در ماه يا كمتر از    21روز در ماه كاهش يافته بود . ميزان توليد مثل 35 % افزايش يافته ومجموع آنتي بيوتيك هاي استفاده شده  94%  بين سال هاي  1991تا 1994 بود . ( گريفيت  1995 ) تحريك سيستم ايمني ميگو هاي پنه ايده مقاومت نسبت به پاتوژن هاي باكتريايي كه نرخ تكثير بالايي داشتند را زياد كرد .كار تركيب هاي تجاري محرك سيستم ايمني موجود ، افزايش بقا ، رشد وسود آوري است . اغلب واكنش هاي مهره دارن منعطف به پاتوژن هاي ويژه اي است و كارشان تحريك توليد سلول هاي سفيدخوني از وقتي مهرداران نسبت به پاتوژنهاي ويژه مقاوم هستند تا زماني كه پاسخ هاي آنتي باديكي شروع شده است مي باشد . ميگوها نمي توانند آنتي بادي ها را بسارند وپاسخ ايمني سخت پوستان به طور زيادي غير ويژه است اگر چه اين هنوز به طور كامل تشخيص داده نشده است . ميگو يك دفاع عمومي موثر را انجام مي دهد . ( اسميت وسردرهال 1986، سيندرمن 1990، اسميت وچينيالم 1992 ) يك افزايش عمده آشكار نشان مي دهد كه تحريك غير اختصاصي سيستم ايمني ميگو همراه با گلوكان ، پپتيدوگليكان يا ليپوپلي ساكاريدها مي تواند توانايي ميگو براي پاسخ ومبارزه با باكتري هاي  بيماريزا را افزايش دهد . نتيجه هاي برخي از آزمايش هاي هچري ها واستخر ها اين اجازه رامي دهد ، اگرچه فقدان كنترل محيطي مي تواند تفسير نتايج را دشوارتر كند . مجموعأ سلامتي جمعيتي كه درمان شده ، سطح تحريك ودخالت فاكتورهاي محيطي همه يك نقش مهم در اثر بخشي اين محصولات بازي مي كند . استفاده از اين تركيبات محرك سيستم ايمني در پرورش ميگوهاي پنه ايده هنوز جديد است وموفقيت اجرايي آن بستگي به سنجش دقيق و تجزيه وتحليل سودوهزينه دارد ، تحقيقات كاربردي برروي بهينه سازي استفاده ازانواع گوناگون تركيبات محرك سيستم ايمني شروع به انجام شده است . هنگامي كه يافته هاي ما از شناسايي سيستم ايمني ومحركهاي سيستم ايمني پيشرفت كند اين محصولات يك ابزار مهم را براي هچري و مديريت كشت فراهم مي كند .كاهش اخيردر فراهم كردن و افزايش هزينه هاي كيست هاي آرتميا يك تاثير مهم درهچري هاي جهان داشته است . برداشت ميگوهاي آب شور سالهاي 1995-1994 در درياچه بزرگ نمك يوتا در ايالت متحده يكي از بدترين برداشت هاي آن تاكنون بوده است وبيشتر از 70% پايين تر ازميزان قبلي بوده است . بهبود مديريت اين ذخاير به تحقيقات پايه افزايش يافته كه دخالت نوسانات در كثرت كيستها را شامل مي شود بستگي دارد . اغلب هچري ها از يك تركيب ريزجلبكي ، ناپلي آرتميا وغذاهاي مصنوعي استفاده مي كنند . مشكلات همراه با فراهم نمودن وسايل مطمئن تغذيه با غذاهاي زنده با كيفيت طبيعي بالا وافزايش قيمت كيست ها علايق را براي استفاده از غذاهاي جايگزين در پرورش لار وميگو تحريك كرده است . يك مجموعه مهم از پژوهش ها براي پيشرفت جيره هاي مخصوص پرورش لارو و تعدادي از محصولات كه به طور معمول درهچري ميگو استفاده مي شود چاپ شده است . در برخي از        P.stylirostris جلبكهاي ريز به طور كامل باكپسولهاي ريز حاوي ناپلي آرتميا وآرتمياي مرحله مايسيس 1 بودند ، جايگزين شده اند كه با بقاي  PLو سايز آنها سازگار هستند . ( اتوگالي 1991 ) .معمولا رشد لاروهاي تغذيه شده با غذاهاي مصنوعي از آنهايي كه با غذاهاي زنده تغذيه شده اند پايين تر است . همچنين ميزان بازماندگي نيز بهتر است . ( كورمالي و همكاران 1989 ) . مطالعات اخير پيشنهاد مي كند كه ناپلي آرتميا مي تواند به طور مختصر با غذاهاي مصنوعي ويا كيست هاي كپسول شده اي كه در مرحله PL1 هستند جايگزين شود . ارگانيسم هاي كانديد ديگر براي اضافه شدن يا جابه جايي با ناپلي آرتميا نماتودها هستند كه Pangarellus redivinus  و روتيفرها مثل Brachionous plicatilis  را شامل مي شود . رشد و بازماندگي لاروهاي L.vannamei تغذيه شده با نماتودها و الگل ها نسبت به آنهايي كه با آرتميا والگل ها تغذيه شدند برابر بوده است ويا كمي كمتر بوده است ( بيكدنلج وهمكاران1989 ) . روند توليد متراكم روتيفر براي استفاده به منظور پرورش ميگوهاي دريايي محدود شده است . ( هيراتا وهمكاران 1985 ) تفاوت كمي در بقا ، رشد وطول لاروهاي M.japonicus تغذيه شده با روتيفرها ، آرتميا وبا تركيبي از اين دويافت . به هر حال انرژي دريافتي از شكار روتيفرها خيلي پايين تر از انرژي دريافتي از شكار آرتميا در P.indicus  مي باشد ( امرسون 1984 ) .         

ساموكا و همكاران (1989 ) يك كاهش وزن زياد در پست لاروهاي خشك P.semisulcatus هنگامي كه روتيفرها به جيره اضافه شده بودند گزارش كرد ، همچنين يك كاهش در رشد و بقا هنگامي كه آرتميا به طور كامل با روتيفرها جايگزين شده بود مشاهده شد . يك بررسي دقيق از هزينه ، موجودي ، كيفيت غذا و تأثيرات كيفيت آب مي تواند چشم انداز اضافه كردن يا جايگزيني با آلگ ها و ناپلي آرتميا در سيستم هاي توليد تخم تجاري را بهبود بخشد . براي مديراني كه در اين روش سرمايه گذاري كرده اند تكنيك هاي قابل اطمينان براي اطمينان يافتن از وضعيت عاري از بيماري وسايل بستگي به آزمايش هاي دقيقي دارد كه داراي تكنيك هاي تشخيصي حساسي هستند . وضعيت يك پاتوژن بستگي به توانايي آن ، منبع آب و وسايل هاي ديگر و زمام تشخيص مناسب دارد ( لوتز و همكاران 1995 ) . در بعضي وسايل ، پست لاروها تا PL30 نگه داري مي شوند ، يعني هنگامي كه برخي پاتوژن ها مي توانند به آن صدمه بزنند و در آن تنوع سايز و ارزيابي كيفيت ذخاير تنجام مي شود . حيوانات نگهبان كه عاري از پاتوژن هاي ويژه اند مي توانند در سيستم ؟ نگه داري شوند و با پوست ها و يا بافت هايي از مولدين كه هنگام تشخيص هاي معمولي از بين مي روند ، تغذيه شوند . حيوانات نگهبان مي توانند از انواعي كه به بعضي پاتوژن ها آسيب مي زند و مي تواند تعداد آنها را كمتر كند تا به گونه هاي پرورشي آسيب كمتري وارد كنند ، انتخاب شوند . هچري ها به مولدين وحشي كه به صورت جداسازي شده هستند اطمينان مي كنند تا بتوانند گسترش ويروس هايي مث Baculovirus penaeii ( BP ) و MBV كه در ماه هاي مرطوب قابل تشخيص اند محدود كنند . وسايل آزمايشي بر روي نقطه مشخص هيبريداسيون به همراه تشخيص و رديابي ژن هاي نشان دار شده كه براي جداسازي از IHHNV و وسايل ديگر كه در حال پيشرفت براي جداسازي ويروس هاي ديگر كه شامل TSV ، WSV و YHV هستند مبنا شده اند . به طور مشابه ، جداسازي لاروها در هچري و حذف گروه هاي آلوده ، شيوع بيماري در پست لاروهاي عرضه شده براي فروش را كاهش مي دهد . تعدادي از روش ها براي ارزيابي كيفيت بچه ميگوهاي P.monodon پيشرفت كرده است ( بايومن و جاماندر 1990 ، بايومن و اميكورا 1990 ، فگان 1991 ) . اين شامل :

1-    مشاهده ظاهري بچه ميگوها از نظر اندازه ، تنوع سايز ، رنگدانه ، ويژگي هاي ريخت شناسي و غير معمول

2-    ارزيابي سن پست لاروها ( g.e و خارهاي روسترال ) و كارايي هچري ها براي فاكتورهايي مثي بقا و ميزان پيشرفت

3-    آزمايش هاي ميكروسكوپي از ؟ براي وضعيت هپاتوپانكراس و ارگانيزم هاي آلوده شده

4-    ارزيابي پيشرفت عضلات ، نسبت ماهيچه به روده و وجود تورم پشتي

5-    آزمايش هاي استرس كه شامل مواجهه با شوك هاي شوري ، حرارتي و فرمالين و بسته بندي و آزمايشات حمل و نقل .

اگر چه بعضي از آزمايش هاي ارزيابي مي تواند همبستگي كمي با نتايج استخر نسبت با بقيه داشته باشد ، يك تركيب از ؟ مي تواند يك مرجع خوب چگونگي كيفيت تخم باشد . همبستگي با بازماندگي استخر متفاوت خواهد بود و ميزان استرس مرتبط بوده با حمل و نقل ، سازگاري ، نحوه ذخيره سازي و پرورش . درجه بيماريزايي پاتوژن ها و استاندارد هاي كيفيت پست لارو مي تواند به وسيله پرورش دهندگان در انتخاب منبع تخم براي سيستم هاي توليدي مورد استفاده قرار گيرد . در فيليپين ، شيوه كار اين صنعت به طرف آزمايش هاي استاندارد شده حركت كرده است و 30 % اضافه بها براي بچه ميگوها با كيفيت تست شده مطالبه مي شود . در نيمكره غربي 40 % اضافه بها براي پست لاروهاي توليد شده طبق پروتوكل هايي كه به پرورش دهندگان اطمينان مي دهد كه ذخاير آنها عاري از پاتوژن هاي مهم هستند ، غير منطقي است . در مزارع منتخب مناسب ، ذخيره كردن با تخم هاي گران تر مي تواند به پيش بيني رشد و بقاي بهتر در تراكم هاي بالاي ذخيره سازي جامه عمل بپوشانند .

چشم انداز آينده :

افزايش مشكلات حاصل شده شرايط استخر را بدتر مي كند و باعث تخريب محيطي و يا فعاليت عوامل بيماريزا مي شود . تسريع پژوهش ها باعث بهبود تكنيك هاي لازم براي ازدياد محصول و چگونگي ضدعفوني ، آنتي بيوتيك ها ، پروبيوتيك ها و واكسن ها تا زماني كه سموم و مشكلات را در هچري يا مزارع برطرف كند ، شده است . اگر چه بعضي از اين محصولات مي تواند به بهبود شرايط پرورش يا جلوگيري از ورود حاملين بيماري كمك كند ، اما استفاده نادرست نيز مشكلاتي ايجاد مي كند . اين راه حل ها بستگي به شيوه هاي پرورش پايه اي مناسب به شرطي كه سلامت دقيق تخم هاي ذخيره شده با مديريت خوب وجود داشته باشد ، بستگي دارد و مي تواند ميگو را خيلي سازگار كند . در مزارع و هچري هاي كوچك ، رد و بدل تكنولوژي هاي مؤثر براي آموزش توليد كنندگان براي استفاده صحيح از داروها و مواد شيميايي با توجه به نكات و جزئيات شيوه پرورش بسيار مهم خواهد بود . افزايش پست لاروهاي با كيفيت بالا توأم با بهبود شرايط پرورشي استخر مي تواند نياز پرورش دهندگان به ذخاير تخم گران قيمت را بيشتر كند . اين تمايل بايد با سرعت بيشتر با بهبود در پتانسيل رشد و مقاومت در برابر بيماري ميگوهاي انتخاب شده ، اطمينان بيشتر از وضعيت سلامت ذخاير هچري و گسترش آزمايشات كنترل كيفيت كه با نتايج توليد استخر ارتباط دارد ، هنگامي كه فشارهاي اقتصادي و نظارت و محيط هاي زيستي و غير زيستي در صنعت افزايش يابد همراه شود ، تخم ارزان قيمت از هچري هاي كنترل شده فقير يا محيط طبيعي شروع به عرضه در نواحي كه هزينه هاي توليد پايين تر است مي كند . يك موقعيت فروش گسترده به ميزان توليد با قيمت هاي عادلانه ، كيفيت بالا ، اصلاح ژنتيكي ، تخم هاي مقاوم به بيماري براي مشتري هاي كارآزموده و با تجربه كه هدف آنها توليد مداوم و ثابت است ، بستگي دارد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 18:30  توسط رضا بادیه پیما  | 

مقایسه غذای زنده با غذای کنسانتره در پرورش لارو آبزیان

1 -  غذای زنده رشد را بیشتر از غذای آماده افزایش می دهد .

2 –  مقاومت لاروهایی که از غذای زنده استفاده کرده اند ، بیشتر است .

3 – غذای زنده در خوش رنگ شدن عضلات و گوشت آبزیان تولیدی مؤثر است .

4 –  غذای زنده در ابتدای تغذیه لارو آبزیان خصوصأ گونه های دریایی که در ابتدای زند گی دستگاه گوارش آنها کامل نیست و به صورت ساده و فاقد آنزیم های گوارشی تخصصی است توسط همان غذای زنده که حاوی این آنزیم ها می باشد تأمین می گردند ، به عبارتی غذای زنده در این آبزیان هم تأمین کننده انرژی و مواد غذایی مورد نیاز بوده و هم به جهت داشتن آنزیم های تخصصی می تواند به دستگاه گوارش آنها کمک کند که این مهم در هنگام بکارگیری غذای زنده فراهم نمی شود .

5 –  بسیاری از غذاهای زنده دارای حرکت بوده که این حرکات ممکن است مثل روتیفر کند و یا مانند ناپلی آرتمیا تند باشد و از آنجا که بعضی از لاروهای آبزیان به غذای بی تحرک عکس العمل نشان نمی دهند  از آنها تغذیه نمی کنند .

6 – رشد گنادهای جنسی آبزیانی که در ابتدای شروع تغذیه از غذای زنده استفاده نموده اند به مراتب بیشتر و با کیفیت بالاتر نسبت به آنهایی که از غذای زنده استفاده ننموده اند می باشد و در واقع می توان گفت این لاروها پایه و اساس تولید مولدین با کیفیت می باشند .   

7 – اگر در کارگاهی قرار به استفاده از غذای کنسانتره شد ، به کارگیری غذای زنده در کنار غذای کنسانتره به هضم و جذب آنها کمک می کند .

8 – امکان تولید و پرورش غذای زنده با تراکم بالا وحجم وسیع به سادگی مهیا می باشد و می توان با یک برنامه ریزی مشخص هر میزان غذای زنده که احتیاج است را تولید و استفاده نمود و با توجه به این که تولید مثل جنسی و غیر جنسی در اکثر غذاهای زنده خصوصأ زئوپلانکتون ها دیده می شود ، صرفأ با تغییر شرایط محیطی می توان آنها را به تولید مثل جنسی یا غیر جنسی وادار نمود و به راحتی و با کمترین هزینه آن را در تعداد زیاد تولید نمود . پس غذاهای زنده این قابلیت را دارند که بتوانند در تراکم های زیاد رشد کنند .

9 – هزینه انجام شده برای تولید غذای زنده قابل مقایسه با غذای آماده نبوده و به غیر از هزینه های اولیه که برای احداث فایکولب و تجهیز آن که به عنوان یک هزینه ابتدایی در شروع می بایستی هزینه شود بعد از آن تولید غذای زنده به مراتب به صرفه تر و ارزان تر از غذای آماده می باشد که به عنوان یک بخش تخصصی وجود فایکولب در مراکز تکثیر آبزیان مورد توجه بوده و هست که شرایط خاص خود را نیاز دارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 23:39  توسط رضا بادیه پیما  | 

مواد غذايی موردنياز میگوهای پنه ایده

1- چربی ها

ميگو يک رژيم غذايی مطلقأ چربی دار نياز ندارد ( دي آبرامو 1998 ). تهيه چربی کافی مبنايی برای ارضای نيازهای تغذيه ای مشخص مثل اسيدهای چرب غيراشباع با باندهای دوگانه زياد  HUFA، فسفوليپيد ، استرول ، برای انرژی می باشد.از مدتهای پيش سخت پوستان به عنوان موجوداتی که توانايی محدودی برای سنتز مجدد  HUFAدارند، شناخته اند ( آكانور و چانگ 1983 ، مورنته 1996 ) آنهاتوانايی سنتز مجدداسترول را ندارند( كانازاوا 1998 ) .

2- چربيهای کامل :

فقط يک کار منتشر شده برروی مقدار مورد نياز چربيهای مولدين ميگو توسط( بري 1990 ) وجوددارد که اين تاليف برمبنای توليد مثل آزمايشی بر روی Litopeneaus Stylirostris است که ازرنج متفاوت از چربيهای کامل 8/7% ،1/11% ،9/13% تغذيه شده است . در رژيم غذايي که چربي های کامل آن به 1/11% افزايش يافته بود توليد ناپلی وطول زوآ بيشتر شده بود . اين نکته بايد مورد توجه قرار گيردکه رژيم استفاده شده 40% اسکوئيد و60% جيره خشک داشته است وسطح 1/11% چربی به وسيله يك جيره مصنوعی که 1/10% چربي های کامل داشته است بدست آمده بوده است . در زمان تنظيم کردن جيره مصنوعی بايد اين نکته را در ذهن داشته باشيم که جيره ها رابه چه نسبت وترکيبی با هم ترکيب کنيم . يک پژوهش جديد نشان داده که چربيهای کامل يک رژيم غذايی بالاتر از 90% ، بلوغ تخمدانی مولدين L.vannamei را به تأخير می اندازد . ( Wouters، مؤسسه CENAIM-ESPOL اطلاعات چاپ نشده ) .

افزايش چربيها در غذای مصنوعی مولدين به ميزان 10% ، تقريبأ 3% رشد ميگو را افزايش می دهد ( بري 1990 ) . در بعضی از غذاهای مولدين ميزان اين چربيها به 14% يا بيشتر هم می رسد ، اما افزايش زياد ميزان چربی ممکن است اثر منفی بر روی سرعت جذب بگذارد ، در حقيقت ميگو وقتی که نياز انرژی اش بر طرف شد سير می شود ( لاورنس و آرانياكاناند 1994 ) . اين ممکن است سرانجام منجر به کمبود مواد مغذی شود( در آبرامو 1997 ) . چندين نشريه در باره تغييرات ترکيب ليپيدهای بافت مولد ، تخم و ناپلی در طی رسيدگی تخمدان ، در شرايطی که انواع ليپيدها ، اسيدهای چرب در غذای ميگو وجود داشته باشند منتشر شده است . مطالعه پارامترهای بيوشيميايی امکان فهم بهتر متابوليسم  ليپيدها و نياز آنها در بلوغ وتوليد مثل ميگو را مي دهد . چنين مطالبی درباره Farafanto peneaus duorum ( گرينگ 1974 )  وFenneropeneaus indicus  ( گاليوس 1984 )  وL.setiferus  ( ميدلديچ و همكاران 1980 ، كاستيل و لاورنس 1989 ) ،    Marsupeneaus japonicus ( تشيما و كانازاوا 1983 ، تشيما و همكاران 1989 ) ،

Melicertus Kerathurus   ( مورنته و رودريگز 1991 ) وPeneaus monodon ( ميلامنا و پاسكال 1990 ) گزارش شده است . اولين کاری که روی متابوليسم ليپيدها انجام شده ، نشان دهنده انتقال ليپيدها از هپاتوپانکراس به تخمدان بوسيله همولنف است که اين مورد درطول رسيدگی تخمدان ميگوی کرومای ژاپنی ثابت شده است . درتمام گونه های پنه ايده يک کاهش تجمع ليپيدها درفضای تخمدان وجود دارد و در بيشتر گونه ها همواره می توان کاهش ميزان ليپيدها در هپاتوپانکراس را مشاهده کرد . بنابراين اين عقيده وجود دارد که هپاتوپانکراس منشأ تجمع  ليپيدها درتخمدان است . اما کم بودن ميزان  ليپيدها  در هپاتو پانکراس نشان می دهد که تجمع ليپيدهای تخمدان از غذا و تغذيه  منشأ می گيرد . با اين حال در چندين بررسی نيز عدم رابطه بين ميزان ليپيدهای هپاتو پانکراس وتخمدان ثابت نشده است . مورنته ( 1996 )  ثابت کرده که ميزان سنتز ليپيدهای کوچک نقش خيلی کمی در افزايش ليپيدهای تخمدان دارد .

اسيدهای چرب :

در غالب اسيدهای چرب موجود درتخمدان رسيده ي بيشتر گونه های آب شيرين پنه ايده  ازنوع 16:00 و16:1n-7 و18:00 و18:1n-9 و20:4n-6 و20:5n-3 و22:6n-3  هستند . ليپيدهای تخمدان شامل مقادير زيادی از n-3 HuFA به خصوص 20:5n-3 و22:6n-3 هستند که از هپاتوپانکراس می آيند .  برای اينکه آنها نقش مهمی در توليد مثل ميگو دارند . چندين بررسی برروی ميزان n-3 HUFA در عملکرد مولدين انجام شده است . آلاوا تأثير رسيدگی تخمدان را در ميگوی کرومای ژاپنی که از رژيم غذايی HUFA تغذيه می کرده را ثابت کرده است . زو ( 1994 )  می گويد که تنوع اسيدهای چرب موجود در خوراک مخصوص مولدين دراثر استفاده از منابع مختلف چربی ( روغن آنچوی ، روغن بذر کتان ، روغن ذرت ، روغن خوک ) حاصل مي شود که مورد تغذيه خانواده ميگوهای چينی قرار می گيرد . اگر غذای داده شده حاوی روغن آنچوی باشد باعث بزرگ شدن تخم می شود و چنانچه اين روند ادامه يابد بازدهی توليد مثل افزايش می يابد . ارتباط مثبتی بين ميزان 20:5n-3 تخم وباروری و بين ميزان 22:6n-3 تخم ودرصد تفريخ مشاهده شده است. زو بر اين عقيده است که 20:5n-3 تأثير ويژه ای در فرايند رسيدگی تخمدان  دارد . درحقيقت 22:6n-3 ممکن است نقش ديگری در زود رسی جنين داشته باشد . تحقيق مشابهی بوسيله كاهو بر روی ميگوی سفيد هندی که غذای آن حاوی روغن آفتابگردان ، چربی کبد روغن ماهی و روغن ماهی roe بوده ، انجام شده است . ميزان n-3 HUFA موجود در تخم تحت تأثير رژيم غذايی است . در رژيم غذايی n-3 HUFA با ميزان 49/2-44/1% ، تخمها 82/3-61/3% از n-3 HUFA را در خود نگه داشته بودند اما ميگوهايی که با جيره ای که شامل 56% n-3 HUFA  تغذيه شده بودند تخمهايی که کمتراز 2%n-3 HUFA داشتند را توليد کرده بودند . درصد هچ وتفريخ با رژيم غذايی n-3 HUFA مرتبط بوده است    ، درتحقيقات اوليه ، كاهو متوجه شد که وقتی غذای مولدين عاری از HUFA و فسفوليپيد باشد ميزان تخمريزی ميگوی پا سفيد کاهش می يابد . ووترز نيز درباره ميگوی پا سفيدکه از آرتميا تغذيه می کرده وبعدها روغن نارگيل جايگزين آرتميا شده گزارشی تهيه کرده است ( روغن نارگيل HUFA وکلسترول ندارد ) . در تمام خانوادها يک کاهش در توليد تخم ولقاح تخمها مشاهده شده است اما تأثيری در روند بلوغ نداشته است . هر دوپروفايل اسيدهای آمينه بافتهای ميگوهای وحشی ميدليچ ( 1980 ) وغذای زنده ( ليتل 1990 ) به عنوان يک ابزار مقايسه ای برای سنجيدن موفقيت جيره های مولدين نقش داشته اند .جدول 2و3 نمونه های ازنشريات مورد قبول می باشند که ترکيب و درصد تمام اسيدهای چرب راذکر کرده اند . از اين جداول می توان نتيجه گرفت که تفاوتهای مهمی بين ترکيب اسيد های چرب بافت ميگو وغذای آن است ، خصوصأ درمورد غلظت  HUFA . همچنين تفاوتهای قابل توجهی بين ارقام مربوط به اسيدهای چرب در غذای ميگو وجود دارد . مشکل است بتوان تصميم گرفت که آيا تمام اسيدهای چرب می توانند از غذای مصنوعی فراهم شوند . با اين وجود داده های موجود درجدول 3 نشان می دهند که غذای مصنوعی ميزان نسبتأ کمی از اسيد آرشيدونيک را دربردارد (20:4n-6) .20:4n-6 پيش ماده ای برای ساخت پروستوگلاندين است که ممکن است نقشی درتوليد مثل پستانداران و بعضی از ماهی ها وحشرات داشته باشد سارگنت ( 1989 ) . به علاوه جيره های مصنوعی نسبت پايينی از غلظت EPA (20:5n-3) را نسبت به غذای زنده ای که با آن مقايسه شده است را دارد . ( جدول شماره  3)که نتيجه گرفته می شود که در غلظت پايين n-3 HUFA ومقدار زياد DHA/EPA در اهميت مقايسه ای اسيدهای چرب  n-3 وn-6 همبستگی وجود ندارد . برای غذای زنده ، بافتهای ميگو وجيره های مصنوعی برتر نسبت n-3/n-6 به درستی گزارش شده است . ليتل ( 1990 ) پيشنهاد کرد که توازن حساسی ميان اسيدهای چرب n-3 وn-6 وجود دارد و بر اين باور بود که جيره هايی که باعث فرايند بلوغ می شود بايد شامل مقادير زيادی از n-3/n-6 باشد . آنها تأکيد کردند که به جز سطح زياد 22:6n-3 و20:5n-3 ، جيره بايد شامل سطح مناسبی از آرشيدونيک اسيد (20:4n-6) نيز باشد . سطوح n-3 وn-6 در پژوهشهای راويد و ووتر ( 1999 ) نيز گزارش شده است که باعث تقويت و حمايت از اين نظريه می شود . هر دو پژوهش نشان می دهد که نسبت n-3/n-6 دربلوغ تخمدان مولدين P.semisulcatus  وL.vannamei به ترتيب تقريبأ 2به1 است درحاليکه در ناپلی L.vannamei اين نسبت به 3 به 1 افزايش يافته بود .

4- دسته های چربی :

پژوهشهای بيوشيميايی ذکر شده اخير نشان دادکه فسفوليپيدها ، تری گليسريدها TAG وکلسترول دسته های مهم واصلی چربی دربلوغ تخمدانهای گونه های ميگوهای وحشی اند . طی بلوغ مولدين وحشی يک افزايش قابل توجه از TAG درتخمدانها مشاهده شده است . راويد ( 1999 )  يک افزايش تخمدان را از 09/1%  به6/39% در P.semisulcatus گزارش کرد . ووتر ( 1999 ) يک افزايش سطح TAG از 3/8%  به81/33% درتخمدانهای L.vannamei ويک کاهش به 6/20% درتخمدان های تخمريزی کرده همراه با يک سطح 5/33 درصد درناپلی ها حاصل شد . به نظر می رسد که TAG به طور انتخابی وارد تخمها شده وتشکيل يک منبع مهم انرژی درتخمها و ناپلی ها داده که مرحله رشد جنينی ، هچ وپيشرفت ناپلی هاراحمايت می کند . همچنين در تحقيقاتی که بوسيله پالاسيوس ( 1999 – 1998 ) انجام شده است نيز به اهميت TAG برای توليد مثل ميگو وکيفيت تخمها اشاره شده است . دراين پژوهش محقق به رابطه ميان زوال توليد مثلی وترکيبات بيوشيميايی تخم ، ناپلی ها وپست لاروهای مولدين پرورشی L.vannamei اشاره کرده است .آنها گزارش کرده اند که فرسودگی توليد مثلی باعث کاهش انتقال چند ترکيب بيوشيميايی به لاروها می شود که اين ترکيبها TAG وکلسترول را شامل می شوند . همچنين آنها يک همبستگی مثبت را ميان اين سطوح وتحمل استرس ، شوری درپست لاروهای حاصل نشان دادند . در تخمدانهای ميگو فسفوليپيدها خيلی فراوان هستند به خصوص ، فسفاتيد وکولين وفسفاتيدولتانولامين ( گرينگ 1974 ، تشيما و كانازاوا 1983 ، مورنته و رودريگز 1991 ، راويد و همكاران 1999 ، ووتر و همكاران 1999 ) به نظر می رسد مولدين ميگو دارای يک  نياز رژيمی نسبت به فسفوليپيد هستند . بري (1990 )  توليد ناپلی ، هچ واسپرماتوژنز رادرمولدين L.stylirostris را بوسيله کامل کردن جيره با 5/1% لسيتين سويا بهبود بخشيد .آلاوا (1993 ) نشان داده است که بلوغ تخمدانی M.japonicus زمانی که جيره آنها بدون فسفوليپيد بوده است به تأخير افتاده بود . در يک پژوهش که بوسيله  كاهو( 1994 ) منتشر شده بود نشان داده شده بود که سطح فسفوليپيد رژيم غذايی ، غلظت فسفوليپيدهای تخمدانهای L.vannamei راتحت تأثير قرارداده بود .او تأکيد کرد که يک جيره مولد بايد شامل بيشتر از2% از فسفوليپيدها باشد . به عبارت ديگر برای ادامه دادن به تخمريزی زياد و باروری آنها اطمينان پيدا کرد که 50% از کل چربيهای تخم فسفوليپيد است . يک دسته ديگر از چربي های مهم در بلوغ تخمدانهای ميگو کلسترول است ( ميدلديچ و همكاران 1980 ، تشيما و كانازاوا 1983 ، مورنته و رودريگز 1991 ، راويد و همكاران 1999 ، ووتر و همكاران 1999 )  برای رشد ميگوهای جوان بايد کلسترول در ميان جيره وجود داشته باشد ، ( دي آبرامو 1989 ) وبه عنوان يک چربی اساسی و اصلی رژيم غذايی برای بلوغ وتوليد مثل ميگو در نظر گرفته شده است ( كانازاوا 1988 ) . موفقيت چند بخش از غذای زنده به ميزان کلسترول آن نسبت داده شده است ( e.g ،اسکوئيد وکلم ) .کلسترول به عنوان کامل کننده کارکرد چندين سيستم هورمونهای درون ريز ويک آماده کننده بلوغ شناخته شده است که در سال 1990 بوسيله هاريسون تجديد نظر شده بود .گزارشهايی از پژوهشهای انجام شده از کلسترول بر روی مواد غذايی توليد مثلی وجود ندارد .

5- پروتئين :

اين پندار وجود دارد که در طی بلوغ وتوليد مثل حيوانات نيازهای پروتئينی بيشتری نسبت به مراحل غير توليدمثلی وجود داردکه بيوسنتز قوی پروتئين مکان مهمی را دراين روند به خود اختصاص می دهد ( هاريسون 1990 ) . جيره های مصنوعی متداول حدود 50% پروتئين دارد ( جدول شماره يک ) که تا 20-10 درصد بيشتر از دهه های گذشته است ( هاريسون 1990 ) اما هنوز از مقذار پروتئين جيره های که بنيان آنها غذای زنده است کمتر می باشد . به هر حال سطوح بهينه پروتئين رژيم غذايی در گونه های ميگو و منبع پروتئين گوناگون است . احتمالأ اهميت بيشتر آنها به خاطر نيازهای اسيدهای آمينه آنهاست که 10 اسيد آمينه برای سخت پوستان ضروری است  دشيمورا ( 1982 ) پروفايل های اسيدآمينه رژيم غذايی مشابه که آنها در غذای زنده ای که به طور معمول درجيره بلوغ استفاده می شود را معرفی کرد . طبق آخرين اطلاعات ،گزارشهايی از سطوح بهينه پروتئين ، ميزان انرژی پروتئين ويا انواع ودرصد اسيد آمينه های جيره های مولدين ميگو وجود ندارد . ( هاريسون 1990 ) به اهميت ساخت پروتئين های زرده تخم ، پپتيدها وآنزيمها درطول بلوغ وتوليد مثل اشاره کرد اما درباره اين موارد وميزان پروتئين های موجود دربافت وتخمهای ميگوهای مولد اطلاعات کمی دردسترس است . يک افزايش ميزان پروتئين درتخمدان ميگوی سفيد هندی ( ريد و كائولتون 1980 )  وL.setiferus وFar.ztecus ( كاستيل و لاورنس 1989 )  درطول مراحل بلوغ آنها وجود داشته است .در L.setiferus ميزان پروتئين اندازه گيری شده در نرهای بالغ بيشتر ازنرهای در حال بلوغ بوده است . پالاسيوس ( 2000 – 1999 ) و همکاران می گويد که بين ميزان پروتئين موجود درهپاتوپانکراس وتخمدانهای ميگوهای پاسفيد ماده ای که ميزان تخمريزی عالی دارند وماده هايی که ميزان تخمريزی متوسطی دارند  تفاوت وجود دارد ( اعم از وحشی وغير وحشی ) . ميزان پروتئين هپاتوپانکراس وتخمدانهای ميگوهای خوب ، بيشتر بود . ماده هايی که تخمريزی نکرده بودند ميزان پروتئين موجود دربافت شان کمتر بود . لوبزنس و همكاران ( 1995 ) و راويد و همكاران ( 1999 ) روی ترکيب پروتئين های همولنف (e.g .vitellogenin) ، ليپو پروتئينهای تخمدان (e.g vetellen) و نقش آنها در متابوليسم چربيها تحقيق کرده اند . چربيها درآب غير محلولند ومثل ليپوپروتئين به وسيله همولنف حمل می شوند ( بعداز متصل شدن به وتيلوژنين ) .

کربوهيدراتها :

کربوهيدراتها برای ميگوهای مولد ضروری نيستند با اين حال آنها می توانند منابع انرژِی ساده وسودمند باشند به طوری که تأثيراتشان از پروتئين ها و ليپيدها کمتر است . قندهای مرکب وپلی ساکاريدها نسبت به قندهای ساده نقش مؤثرتری دارند ، ( دوشيمورا و همكاران 1978 ) به طور عادی آنها بيشتر مورد استفاده قرار می گيرند . كاستيل و لاورنس ( 1989 ) پی بردند که ميزان کربوهيدرات های تخمدان L.setiferus Far.aztecus کم است . اما ميزان کربوهيدراتها درهپاتوپانکراس آنها تفاوتی ندارد .پالاسيتاسيال ( 1999 – 1998 )  می گويد که بين ميزان گلوکز وکيفيت لاروها و وضعيت مولدين رابطه ای وجود دارد .

کاراتنوئيدها :

کاراتنوئيدها گروهی از رنگيزه ها هستند که حيوانات نمی توانند آنهارا به طريق زيستی توليد کنند ( بيوسنتز کنند) .حيوانات کاراتنوئيدها را از غذا می گيرند و بعدأ می توانند آن را از يک شکل به شکل ديگر تغيير دهند . آنها در ميگوهای جوان برای رنگيزه سازی مهم اند . بر طبق تحقيقات اخير آنها نقش مهمی را در لارو ميگوها ومولدين دارند ، به نحوی که نقش آنتی اکسيدانتهای طبيعی را بازی می کنند ( مارچين و همكاران 1998 ، دال و همكاران 1995 ) . در مرحله اول بلوغ کاراتنوئيدهای آزاد در هپاتوپانکراس جمع می شوند ، در مرحله دوم وتيلوژنز به وسيله همولنف به طرف تخمدان حرکت می کنند . اجتماع کاراتنوئيدها درتخمدان در طی مراحل بلوغ باعث تيره شدن تخمدان می شود به نحوی که تخمدان از خارج بدن ميگو قابل تشخيص است . بر طبق گفته های ژاكل و همكاران (1989 )  نوع کاراتنوئيدهايی که در تخمدان جمع می شوند  بستگی به غذای خورده شده دارد . دال و همكاران ( 1995 )  وهمکاران مطالعات بيوشيميايی اش راروی P.esculentus وحشی انجام داده واستاگزانتين و استرها را جزء کاراتنوئيدهای اصلی ناميده است . افزايش استاگزانتين آزاد از  ppm34-2 ، عامل اصلی در بلوغ تخمدان می باشد (استاگزانتين آزاد بيش از 80% کل کاراتنوئيدها راشامل می شود).در غدد گوارشی ، استاگزانتين آزاد به ميزان ppm120-20 افزايش می يابد . در پوست ميگو ميزان کاراتنوئيدها درتمام مراحل بلوغ تقريبأ ثابت باقی می ماند ( ppm90 ) . نگاهی به کاراتنوئيدهای موجود در غذای طبيعی P.esculentus نشان می دهد که وقتی کاراتنوئيدهای موجود درغذا جذب شده اند تبديل به استاگزانتين می شوند . دال تأييد کرده که کاراتنوئيدها نيز مثل ويتامين A نقش مهمی راايفا می کنند .ويبيان و همكاران ( 1997 ) و همکاران اثر کاراتنوئيدهای موجود درغذا را برروی کاهش توليد مثل ميگوی پاسفيد بررسی کرده است . در ابتدای آزمايش ، مولدين نشانه های بيماری مثل کاهش رنگ تخمدان وکاهش ميزان بقاء وماندگاری رانشان دادند . سپس پاپريکا( منبع کاراتنوئيدهای کم هزينه )که در جيره بالغين جمع شده منجر به افزايش بقای لاروها شده است . اين تأثير روی کيفيت لاروها احتمالأ می تواند به خاصيت آنتی اکسيدانت کاراتنوئيد مرتبط باشد . راديکال های آزاد به وسيله فاکتورهای مختلفی که اکسيژن فعال دارند آزادشده وبه ليپيدها وپروتئين های موجود در غشاهای زيستی حمله می کنند ومنجر به کاهش کيفيت تخم می شوند . کاراتنوئيدها مخصوصأ استاگزانتين .............قوی از راديکالهای آزادند وتخمها را از اکسيداسيون محافظت می کنند آنها همچنين از پراکسيداسيون اسيدهای چرب غير اشباع  موجود در غذا جلوگيری می کنند . سر انجام کاراتنوئيدهای مولدين نقش مهمی را در تهيه مواد ذخيره ای ضروری برای توليد کروماتوفورها ( رنگدانه ها ) و چشمهای لاروها ايفا می کنند .

ويتامينها :

ويتامين های A ، D ، E برای برای رشد و نموی ميگوهای آب شيرين لازم و ضروری هستند( هي و همکاران 1992) . همچنين مقداری ويتامين ريبوفلاوين، نياسين ، ويتامين  B6وB12 ، کائولين، اينوزيتول ، واسکوربيک اسيد برای رشد بيشتر چندين گونه از ميگوهای آب شيرين توصيه شده اند ( دي آبرامو و كانكلين 1992 ) . با اين وجود ، ويتامين های مورد نياز برای ميگوهای مولد هم اکنون مشخصند، به همين خاطر مخلوطی از ويتامين ها را به غذای مولدين اضافه می کنند ( جدول شماره  4) . ويتامين هايی که در بالا ذکر شده اند شامل ويتامين های A ، E وC مي باشند . ويتامين E در افزايش درصد اسپرم های نرمال و ميزان بلوغ تخمدانL.setiferus مؤثر بوده به همين منظور به ميزان (mg/lit) 500 از آن را به غذای ميگو اضافه می کنند . در يک آزمايش روی تخمريزی ميگوی سفيد هندی كاهو و همکاران (1991) متوجه شدند وقتی که ميزان -tocopherol  در غذای اين ميگو از ( mg/lit )40  تا 350  افزايش يابد ، درصد هچ نيز در اين ميگو افزايش می يابد . آنها دريافتند کاهش درصد هچ و تخمريزی ، که ناشی از کمبود ويتامين E بوده با کاهش ميزان -tocopherol  موجود در تخم ا ز 400 به کمتر از200(  mg/lit) ارتباط داشته است . مطالعاتی که بعدأ صورت گرفت تأ ييد کننده اين گفته ها می باشد . ميزان -tocopherol   موجود در تخم که كاهو گزارش کرده بود با ميزانی که ووترز و همكاران (1999( برای ميگوی پا سفيد گزارش کرده مشابه است . mg/lit). ( 395-325 -tocopherol  در تخمدان بالغ وجود دارد و تخمدان نارس و تخمدان رسيده ميگوی پاسفيد نيز به ترتيب حاوی 68 و 128 ( mg/lit ) می باشد .  ويتامين C در ميگوی سفيد هندی تحت تاثير ميزان ويتامين غذاست و بيشترين ميزان هچ تخم ميگوی سفيد هندی به بيشترين ميزان اسيد اسکوربيک موجود در تخم وابسته است . بلوغ تخمدان به خوبی از ميزان ويتامين رژيم غذايی تأثير پذيرفته است . آلاوان (1993) نشان داده که هنگامی که هيچ کدام از ويتامين های A ، C و E در جيره نباشند بلوغ تخمدان کاهش می يابد . ووتر(1999) يک تأثير مثبت را در تخمريزی متناوب L.vannamei   که جيره آنها حاوی بيومس آرتميا بود که با مخلوطtocopherol /ascorbylpalmitate/astaxanthin  غنی شده بود . به هر حال افزايش استاگزانتين جيره ای که از مقادير زياد HUFA  و کلسترول تهی بوده است بر بلوغ تخمدان و باز زايی کيسه تخمدانی تأثير منفی داشته است که احتمالأ اين تأثير منفی ناشی از فوق اشباع شدن با ترکيبات محلول در چربی مثل ويتامين E و کلسترول بوده است . وقتی که در حضور HUFA ، کلسترول و ويتامين E به نسبت کمتری از استاگزانتين استفاده شد که مانع از اکسيداسيون جيره شد .

9- مواد معدنی

طبق نظر هاريسون (1990) کمبود يا عدم توازن مواد معدنی ، می تواند بر روی توليد مثل سخت پوستان تأثير منفی داشته باشد . استرس های فيزيولوژيکی می تواند باعث آزاد شدن تخمک دفع شده و يا کاهش توان و ورزيدگی توليد مثلی مولدين شوند ، به علاوه سوء تغذيه ناشی از مواد معدنی می تواند باعث دگرگون شدن ترکيب و کيفيت تخمها شوند . به هر حال برای نياز های معدنی مولدين ميگو مطالب منتشر شده ای وجود نداردکه دليل اين معضل می تواند اين باشد که اولأ بايد نيازهای رژيمی واقعی و نيازهای فيزيولوژيکی واضح و آشکار مواد معدنی از وقتی که مواد معدنی می تواند از آب جذب شود تشخيص داده شود . ثانيأ ورود غذای حيوانی زياد است که تصفيه کردن جيره ها باعث می شود سطوح معدنی کنترل شده خارج شوند . با اين وجود در اغلب پژوهشهايی که بر روی ترکيبات معدنی جيره های مصنوعی انجام شده اين مواد معدنی تنظيم بوده است به خصوص غنی کردن با کلسيم ، فسفر، منيزيم ، سديم ، آهن ، منگنز وسلنيوم ( كامبرلاين 1998 ، آلاوا 1993 ، مارسدن 1997 ، مندوزا 1997 و زو1994 ) . ميزان خاکستر گزارش شده بر روی کارتهای فنی جيره های تجاری ، ميزان استفاده از مکمل های معدنی را به خوبی نشان می دهد ( جدول شماره 1) . مندز(1997) بر روی ترکيبات معدنی مولدين وحشی L.vannamei  قبل از چرخه تفريخ تحقيق کرد . حيوانات نشان دار شده ، در آخر چرخه تفريخ و باز گشايی ، بی رمق به نظر می رسيدند که اين مولدين بی رمق ، سطوح کمتری از کلسيم و منيزيوم را در ماهيچه ومنيزيوم را در هپاتوپانکراس نشان داده بودند . پوست اندازی کردن و امکان انتقال به تخم ها را می توان با کاهش فراهم بودن زيستی از آب و جيره توجيه کرد . همچنين مس در هپاتو پانکراس کاهش يافت اما در بافت ماهيچه ای زياد شدکه احتمالأ اين کاهش مس در هپاتو پانکراس به انتقال مس به تخمدان ها نسبت داده می شود .

3- ترکيبات نا شناخته محرک بلوغ در غذای زنده

عوامل محيطی به ميزان زيادی بر روی بلوغ و توليد مثل ميگو تأثير دارد ( لاورنس1992 ، بري و اگل 1992 ) . در شرايط طبيعی ، اين عوامل تعيين کننده زندگی در فصول توليد مثل است . فصول توليد مثل با حضور و فراوانی ارگانيسم های غذايی ، که فراوانی و حضورشان وابسته به دوره های نوری مناسب و درجه حرارت آب است ، مشخص می شود . ميگوهای بالغ وحشی از انواع بی مهرگان کوچک (شکم پايان ، دو کفه ای ها ، سخت پوستان و پر خاران ) و گياهان تغذيه می کنند . تغييرات موجود در فراوانی و توزيع ارگانيسم ها يا تغييرات ايجاد شده در کيفيت غذای ميگو ها تا اندازه ای تغييرات مشاهده  شده در توليد مثل ميگو که طی زمانهای مختلف سال اتفاق می افتد را توضيح می دهد ( كوما و كراكاس 1997 ) . شرايط موجود در فصل جفت گيری ميگو را در زمان اسارت نيز مهيا می کند که اين باعث ترشح هورمون هايی می شود که در کنترل بلوغ ميگو موثرند . ارگانيسم های دريايی تازه منجمد شده برای بلوغ مناسب و افزايش بازدهی توليد مثل استفاده می شوند ، ميگو ها اگر در مرحله توليد مثل از ارگانيسم های دريايی تغذيه کنند ، بازدهی توليد مثلی شان بالا می رود . اسکوئيد و دو کفه ای ها ( ماسلز ، کلم و اويستر ) معمولأ غذای اصلی ميگو را تشکيل می دهند که به طور روزانه مورد مصرف آنها قرار می گيرند . سخت پوستان مثل ميگو ، خرچنگ و کريل به وسيله ميگو های مولد خورده می شوند که باعث انتقال بيماری به ميگو می شود به همين علت امروزه کمتر استفاده می شوند . کرم های خونی ( پرتاران دريايی وAmerhcanouphis reseii ) و آرتميا به عنوان غذای مکمل استفاده می شوند . کرم خونی غذای گران قيمت و مهمی در کشورهای غربی است که در موقع هچری استفاده می شود و از عوامل ضروری برای تحريک رسيدگی تخمدان می باشد ( كاواهيگاشي 1998 )  . گزارش شده که مصرف آرتميا به وسيله ميگو باعث تحريک رسيدگی تخمدان ، افزايش ميزان تخمريزی و افزايش کيفيت لاروها می شود ( ووترز و همکاران 1999، نسنز و همکاران 1997 ، برودي و همکاران 1989 ) . آرتميا می تواند به صورت خشک و منجمد به عنوان غذای مصنوعی مولدين استفاده شود که منجر به افزايش جذب غذا و تحريک رسيدگی تخمدان می شود ( ووترز و همکاران 2000) . بر طبق مطالعات اوليه ميدلديچ  و همکاران در سال 1980 و ليتل و همکاران در سال 1990 ، خصلت خوب کرم خونی به ترکيب HUFA آن وابسته است . بر خلاف اين پونته و لوئيس (1993) ثابت کردند که تأثير کرم خونی بر Mel.karathurus می گذارد ربطی به ميزان HUFA آن ندارد ، از طرفی  ناسنز و همکاران (1997) خصلت خوب کرم خونی را به آرتميا نسبت داده چرا که آرتميا اسيد های چرب مجزا و منفردی دارد . در مطالعات انجام شده به وسيله كاهو   و(1995) همکاران مشخص شد که رژيم غذايی کنترل شده ( که شامل ماسلز تازه است ) باعث افزايش باروری و ميزان هچ شده به همين خاطر غذای مصنوعی مانند ماسلز مقادير زيادی n-3 HUFA دارد . درست است که اسيد های چرب غير اشباع نقش مهمی در توليد مثل ميگو دارند ، اما بايد به خاطر داشت که کيفيت ليپيد فقط به وسيله ترکيب اسيدچرب مشخص نمی شود . بايد دقت کرد که ناديده گرفتن غذاهايی به غير از HUFA مناسب نيست يعنی به غير از HUFA بايد غذاهای ديگر را نيز در نظر گرفت . برای نمونه ، ارزش غذايی بالای اسکوئيد به خاطر آمينو اسيد و ميزان بالای استرول آن است ( اين مطلب درباره ميگو نيز صدق می کند ) . جذب غذا هميشه نمی تواند کيفيت ارگانيسم های زنده را بيان کند ، يعنی محققين بر اين باورند که هورمون های توليد مثلی ارگانيسم های زنده وارد سيکل هورمونی ميگو می شوند ( بعد از جذب آنها ) . اين مطلب درباره ارگانيزم هايی که هورمون های يکسانی با ميگوهای پنه ايده دارند صدق می کند ، مثلأ برای آرتميا و کرم خونی يک نقش هورمونی پيشنهاد شده است ( طبق گفته های بالا ) . لوفر متوجه شد که کرم های خونی حاوی فارنزوات متيل هستند که يک هورمون اکسيدون است و باعث افزايش باروری و ميزان هچ در ميگوی پا سفيد پرورشی و ميگوی ببری سياه و همچنين افزايش رسيدگی تخمدان در سخت پوستان ديگر می شود . تحقیقات اخير درباره جذب هورمونی غذا چندان گسترده نيستند ، اما يک تحقيق که به وسيله مندوزا و همکاران (1997) انجام شده نمايانگر اين عقيده است که منظور از فاکتور اسکوئيد ممکن است يک ماده فعال هورمونی باشد . با شناخته شدن بخش های مؤثر در اسکوئيد که قادر به ترشح وتيلوژنزومين هستند اين اسکوئيد خوراکی در نتيجه گيری های مختلف محققين تعريف های متفاوتی دارد . هر بار که غذای مصنوعی به وسيله خانواده ميگوی پا سفيد مصرف می شد نتيجه ای حاصل می شد که ثابت می کرد غذای مصنوعی باعث رسيدگی تخمدان و تجمع وتيلوژنين در همولنف می شود . نتيجه ها نشان مي دهند که که اسکوئيد بخشی از منبع کلسترول بوده و حاوی استروئيدهای جنسی است که در مرحله وتيلوژنين ميگو ترشح می شوند . مشابه اين نتيجه ها نيز در باره نرم تنان روی وتيلو ژنز ميگوی ژاپنی وجود دارد . ( كانازاوا 1989 ،  سيتدين منوزا 1997 و همکاران ) .

غذای مصنوعی

بر طبق يک بررسی انجام شده بر روی هچری های تجاری در کشورهای غربی ، غذای مصنوعی مولدين قادر به جابجايی با مقادير زيادی غذای زنده است . مزيت های استفاده از غذای مصنوعی خشک بيشتر از غذاهای زنده است ، از جمله اين که قابل اطمينان اند ، با استفاده از آنها کنترل کيفيت و کنترل توليد مثل آسان تر است ، می توان آنها را انبار کرد ، انبار را کمتر کثيف می کنند که اين باعث کاهش خطر بيماری می شود . با اين حال تلاش زيادی شده تا غذای زنده را کاملأ جايگزين غذای مصنوعی کنند که علت آن کاهش رسيدگی تخمدان ، کاهش ميزان تخم ريزی و کيفيت بد تخمها می باشد ( که نتيجه استفاده از غذای مصنوعی است ) در بيشتر مواقع ترکيب کردن با غذای مصنوعی نسبت به رژيم غذايی که فقط از غذای زنده تشکيل شده نتيجه بهتری داده است (ناسيمن و همکاران 1991،  گالگاني و همکاران1989 ،  بري و همکاران 1990) . در بين امکانات و وسايل تجاری که تحريک کننده بلوغ اند ، استفاده از غذای مصنوعی عمومی است ، اما فقط به نسبت و ميزان کم . نتيجه بررسی های اخير بر روی استفاده از غذای مصنوعی در کشور های غربی در جدول شماره 5 ذکر شده اند . عمدتأ درباره هچری های ميگوی پا سفيد کار شده است . بررسی ها نشان می دهند که 80% هچری ها ، با استفاده از غذای مصنوعی مولدين در رژيم غذايی روزانه کار کرده اند . البته اين در شرايطی است که فقط 10% کل غذای مولدين را غذای مصنوعی تشکيل می دهند . اما وقتی که غذای مصنوعی بيش از 25% از کل رژيم را شامل می شده فقط تعداد کمی (15% ) از هچری ها انجام می شده ( به عبارت ديگر فقط 15% از تخمها هچ می شدند ) . غذاهای مصنوعی که استفاده  می شود توليدی Breeds ( آبزی پروری INVE ) و Higashimaru ( Higashimaru ) هستند . يک هچری برای خود جيره ای دارد که به وسيله يک توليد کننده غذايی ساخته می شود . اغلب جيره های بازارپسند يک مخلوط خشک است و چون اين توانايی را دارد که با مواد تغذيه ای ضروری مثل غذای زنده چرخ شده و يا شيميايی مخلوط شود توسط مشاورين ترجيه داده می شود . همچنين مشاهده شده بود که تعداد زيادی از عوامل بلوغ که استفاده از آنها در جيره های مصنوعی گزارش شده است ، باعث شد که ميزان تغذيه از غذاهای زنده کاهش پيدا نکند . در يک مورد مشابه ، جيره های مصنوعی فقط به عنوان يک مکمل عمل می کنند . برای افزايش سريع نسبت جيره های مصنوعی مولدين بايد نرخ تغذيه ای غذای زنده کاهش داده شود چون در ميان محاسبات ، هزينه زيادی را در بر می گيرد و مقدار ماده خشک پلت های خشک مصنوعی تقريبأ 5 برابر ترکيبات غذای زنده است . در .......؟....... در آفريقای جنوبی در رژيم تغذيه ای F. indicus وحشی و پرورشی 47% جيره مصنوعی استفاده می شوند . يک هچری در استراليا برای گونه وحشی P.monodon وF. Merguensis از 70% جيره مصنوعی خانه ساز استفاده کرد . در آسيا ، توليد مثل ميگوهای در بند ، خيلی بييشتر از ماده های وحشی مولد نسبت به نواحی ديگر بود . بنابر اين اغلب سيستم های بلوغ آسيايی  فقط برای ماده های مولد باردار طراحی شده بود و جيره های بلوغی به طور انحصاری برای استفاده از بخش های غذای زنده محلی اساس و پايه هستند ( Chris dinneweth، تکنولوژی INVE ، اطلاعات شخصی ) . مشاهده شده که سطوح کم تعويض غذای زنده در مقياس تجاری ، با مقدار حقيقی خيلی تفاوت دارد و جيره های تجاری مولدين به خوبی غذاهای زنده فعاليت نمی کنند . از اين جهت تنظيم کردن جيره بستگی به دانش محدود شده از نيازهای تغذيه ای ميگو های بالغ در طی بلوغ و توليد مثل دارد . برای کم کردن ريسک ، نيازهای غذايی ميگوهای در حال توليد مثل نبايد نامناسب باشد . برای سازگارشدن نيازهای تغذيه ای ميگو با جيره از دستورات زير استفاده کنيد :

1-    سطوح زياد مواد غذايی ضروری که بايد تنظيم شوند ، ويتامين ها ، استاگزانتين ، n-3 HUFA ، کلسترول و لسيتين است .

2-  عناصر و عوامل کاربردی با کيفيت عالی که استفاده می شوند شامل غذاهای حيوانی ، روغن های با منشأ دريايی ( اسکوئيد ، ميگو ، کريل و ماهيان آب سرد ، محلول ماهی ، مخمر و جلبک ) است .

به هر حال تقويت زياد مواد تغذيه ای و يا تنظيم نبودن غذا می تواند بر فعاليت های توليد مثلی تأثير منفی داشته باشد . نهايتأ اين عوامل مناسب که جيره را مناسب و بهينه می کنند باعث گران شدن جيره می شوند . ميزان جايگزيني غذای زنده در تحقيقات آزمايشی اغلب بيشتر از جيره های تجاری است که هر کدام نتيجه ای متفاوت از نظر بقای مولدين ، تناوب تخمريزی ، باروری ، ميزان لقاح تخم ، هچ و يا کيفيت لاروها دارد ( جدول شماره 6 ) . تعداد زيادی از مؤلفين موافقند که جيره های مصنوعی خشک مولدين 50% کل رژيم غذايی باشند تا وقتی که کرم خونی و بيومس آرتميا قسمتی ( كوتيا 1998 ) و يا به طور کامل (ووترز 2000 ) جايگزين شده باشد در مقياس تجاری- آزمايشی تا هنگامی که جيره های مصنوعی به ميزان بيشتری استفاده شده است می تواند نتيجه  طبيعی ، منفی ويا مثبت باشد . شکل شماره يک به طور مختصر افزايش سطح جايگزينی غذای زنده در يک جيره مصنوعی آزمايشی بر روی توسعه و پيشرفت تخمدان L.vannamei و بقای آن را بيان می کند ( ووترز از مؤسسه CENAIM-ESPOL ، داده های منتشر نشده ) . زو (1994) جيره های نيمه تصفيه شده به طور 100% F.chinensis را بدون تأثير دادن توليد مثل با جيره کنترل کلم مقايسه کرد . زو مقايسه ای را بين F.chinensis که به طور 100% با جيره های نيمه تصفيه شده اند را با جيره کنترل کلم بدون تأثير دادن توليد مثل انجام داد . به هر حال نشان داده شد که استفاده از يک غذای زنده به عنوان پايه به تنهايی نتيجه بهينه ای ندارد (كامبرلاين 1998و 1990بري ) . جيره کلم نمی تواند به عنوان يک جيره کنترل کافی و مناسب برای مقايسه با جيره های مصنوعی باشد . با اين حال تنها پژوهش هايی که احتمال و نويد نتيجه داده است ، جايگزينی 100% جيره با غذای زنده است که به وسيله  گالگاني (1998) و مارسدن (1997) گزارش شده است . جالب اينکه گزارش هر دو مؤلف بر مبنای غذای تازه چرخ شده به درون جيره مصنوعی است . مارسدن (1997)  بيشترين اشاره را به يک پلت نرم مرطوب دارد که ضمانت کافی را برای بلع آن فراهم می کند . يافته های چاپ شده آنها باعث پيشرفت ما در جيره مولدين می شود که به طور کلی جيره های مرطوب مدت زمان عمل آوری کوتاهتر و ثبات آب کمتر نسبت به جيره های خشک داشته باشند ، اما آنها از لحاظ تجاری در دسترس نيستند .

5- نتيجه گيری

پژوهش های اخير بر روی مواد تغذيه ای مولدين ، دانش ما را از نيازهای چربی ، ويتامين ها و کاراتنوئيدها در فرايند بلوغ ميگوهای پنه ايده افزايش می بخشد . پژوهش های بيوشيميايی مقادير زيادی از TAG ، فسفوليپيد و کلسترول را در تخمدان ميگوی بالغ ، تخم و نشان داده اند . علاوه بر اين n-3 HUFA به عنوان اسيدهای چرب غالب در بافت های مولدين ميگو و لاروهای آنها و پژوهش هايی که بر روی جيره ها انجام می شود شناخته شده است . برای پيش بينی مناسب و شايسته رژيم غذايی مولدين ميگو ، بايد پروفايل اسيدهای چرب ارگانيزم های غذای طبيعی را بدانيم . بعضی از پژوهشها نشان داده که مواد غذايی ديگر و ذرات غذايی فعال هورمونی نقشی حياتی در تحريک بلوغ تخمدان بازی می کنند . فعاليت های آزمايشگاهی و بيوشيميايی اشاره دارند که نقش مهم آنتی اکسيدانتهای طبيعی برای بلوغ بهينه ميگو ، توليد مثل و کيفيت لاروها در حال افزايش است که شامل کاراتنو ئيدها و ويتامين های E و C است و هنوز هم دانش ما در مورد نيازهای غذايی خاص مولدين ميگو محدود باقی مانده است . فقط جيره های مصنوعی پالايش شده يا نيمه پالايش شده  می تواند  ابزار مناسبی را برای بررسی تأثير مواد مغذی مشخص بر روی بلوغ تخمدان ، توليد مثل وکيفيت لاروها فراهم کند . اين موارد می تواند برای نيازهای رژيمی پروتئين ، پروفايل آمينو اسيدها ، مقدار پروتئين/ انرژی و مواد معدنی مفيد باشد که به روز نشده اند . حتی در مورد چربی ها ، کاراتنوئيدها و ويتامين ها بقيه سؤال ها ، بيشتر از ميزان نيازها ، مواد مغذی ضد تغذيه ای و متابوليسم مواد غذايی هستند . تحقيقات بيو شيميايی می تواند بينش بيشتری در مورد مسيرهای متابوليکی به ما بدهد و ابزار مفيدی برای تخمين نيازهای تغذيه ای فراهم کند تا براورد مناسبی از غذای زنده برای موادغذايی مولدين و تعيين کردن کيفيت تخم و لارو ، و نيازهای تغذيه ای مولد نر برای پيشرفت اسپرماتوفور مناسب و کيفيت بالای اسپرم انجام شود اما اغلب نشريات تمرکز کرده اند . توسعه تهيه جيره خشک ، اجازه جايگزينی کامل غذای زنده را می دهد . دانش قبلی ما از نيازهای و شناسايی هورمون های داخلی مولدين ميگو بهتر شده است که می تواند اين امکان را به ما بدهد تا جيره های مصنوعی را در مسير يکپارچه و طولانی کردن انجام توليد مثل تنظيم کنيم بدون اينکه نياز به قطع پای چشمی باشد . انجام اين کار در بهره وری زياد و مقياس تجاری مورد پرسش و ترديد قرار دارد .   

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 21:14  توسط رضا بادیه پیما  | 

نقش آستاگزانتین در کیفیت و بقای لارو میگو

 آستاگزانتين طبيعي كيفيت لاروها و بقاي ميگوها را بهتر مي كند . تغذيه مناسب مولدين بالغ كليد اصلي براي توليد موفق و مناسب ناپلي ميگو است . بيشترين غذايي كه اكنون رايج است غذاي طبيعي تازه يخ زده مي باشد مثل اسكوئيد و ماسلز و كرم هاي پرتار . با اين حال تحت اين شرايط يك كاهش عمومي در كيفيت ناپلي و بازدهي لاروها رخ مي دهد كه با كاهش رنگدانه و بي رنگ شدن تخمدان ماده هاي بالغ و زرده تخم لاروها همراه است ، بنابراين كاهش ميزان تغذيه لاروها در مرحله ZІ ، بيشتر شدن ميزان بد فرمي لاروها و در مرحله ZІ كاهش بيشتر بقاي لاروها نيز از عواقب آن است . اين حالت سندروم كمبود رنگدانه ( PDS ) ناميده شده است . پاپريكا ( PAPRIKA ) مثل يك منبع كاراتنوئيد است كه مورد استفاده قرار مي گيرد تا اثرات زيانبار PDS را بر روي سلامتي مولدين كاهش دهد ( ويبان 1995 ) . پاپريكا حاوي گزانتوفيل هايي مثل بتا-كاروتن ، بتا-كريپتوگزانتين ، كپزانتين و كپسوربين است ، بعضي از آنها مي توانند به مرور زمان به استاگزانتين تبديل شوند ( ويبان 1996 ) . در يك آزمايش ، يك گروه از مولدين مبتلا به PDS استفاده شوند تا اثركاراتنوئيدهاي پاپريكاي موجود در غذا روي آنها امتحان شود . بعد از چهار هفته تحت اين شرايط كيفيت لاروها به طور قابل ملاحظه اي بهبود يافت بدين معني كه ميزان بقاي ZІ افزايش 83-25 % داشته است ( 1%>P ) . درصد لاروهايي كه دستگاه گوارش كاملي داشتند از 49% به 96% افزايش يافت و درصد لاروهايي كه شكل مناسب نداشتند ( بدريخت بودند ) از 21 % به 4 % كاهش يافت ( بعد از چهار هفته استفاده از كاراتنوئيدهاي مكمل ) . هم اكنون واضح است كه استاگزانتين يك ويتامين ضروري است كه براي بلوغ و توليد مثل گونه هاي آبزي مختلف لازم است ، لذا اين فقط مخصوص گروهي از نوزاداني كه در طبيعت تغذيه مي كنند و ميگوهايي كه استاگزانتين را از مصرف فيتوپلانكتون ها و زئوپلانكتون ها يا جانوراني مثل كريل و امثال آنها بدست مي آورند نيست . آزمايشات اوليه نشان مي دهد كه استاگزانتين طبيعي در مقايسه با پاپريكا بازدهي بيشتر و سريعتر و نتيجه بهتري دارد مثلأ زمان لازم براي بيوسنتز آن زياد نيست و مي تواند مستقيمأ براي اهداف متابوليكي مورد استفاده قرار گيرد . استاگزانتين هم اكنون براي سلامت بيشتر مولدين و بهبود كيفيت لاروها و بقا ، حفظ و توليد ناپلي استفاده مي شود ( جيم ويبان ) . علاوه بر اين گزارشي در كتاب آبزي پروري جهان ( جلد 23 سپتامبر 1992 )  وجود دارد كه بوسيله دكتر تاكهي واتاب گزارش شده و نقش اساسي استاگزانتين در گوشت قرمز مولدين را ثابت كرده است . اين ممكن است كه دليل اصلي نياز كاراتنوئيدها براي رشد و بقاي تخم و لاروها را بيان كند . NATUROSE يك پودر قرمز تيره اي است كه حاوي 1.5% استاگزانتين است و از آلگي به نام Haematococcus pluvialis بدست مي آيد و در شركت سيانوتچ توليد مي شود . NATUROSE كه از عصاره كريل يا CRAW FISH بدست مي آيد نيز به طور گسترده اي در بازارهاي آبزي پروري مورد پذيرش قرار گرفته است . NATUROSE را به داخل اسكوئيد تازه يا غذاهاي تازه ديگر يا به داخل مكمل هايي مثل MADMACMS كه از جانوران دريايي به دست مي آيند تزريق كرد . NATUROSE همچنين در صنعت آبزي پروري براي رنگيزه سازي در ماهي آزاد ، قزل آلا ، ماهيان گرمسيري و آبالون ، ميگوها و SEA BREAM مورد استفاده قرار مي گيرد . 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 21:6  توسط رضا بادیه پیما  |